تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
نمىكردم عربى از من چنين درخواستى بنمايد . « 1 »

نبرد دو قهرمان آغاز مىگردد

نبرد ميان دو قهرمان به شدت آغاز گرديد و گرد و غبار اطراف دو قهرمان را فراگرفت و تماشاگران از وضع آنان بىخبر بودند . تنها صداى ضربات شمشير كه بر روى آلات دفاعى از سپر و غيره مىخورد ، به گوش آنها مىرسيد . پس از زد و خوردهايى « عمرو » شمشير خود را متوجهء سرِ على عليه السلام كرد ؛ على عليه السلام ضربت او را با سپر مخصوص دفع كرد ، با اين حال ، شكافى در سر وى پديد آورد ، اما او از فرصت استفاده كرد و ضربتى برنده بر پاى حريف وارد ساخته و هر دو يا يك پاى او را بريد و عمرو نقش بر زمين گشت . صداى تكبير از ميان گرد و غبار كه نشانهء پيروزى على عليه السلام بود بلند شد . منظرهء به خاك غلطيدن « عمرو » ، آن چنان رعبى در دل ساير قهرمانان كه در پشت عمرو ايستاده بودند افكند ، كه بىاختيار عنان اسب‌ها را متوجهء خندق كرده و همگى به لشكرگاه خود بازگشتند . جز « نوفل » كه اسب وى در وسط خندق سقوط كرد و خود او سخت به زمين خورد ، مأموران خندق او را سنگباران نمودند اما وى با صداى بلند گفت : اين طرز كشتن ، دور از جوانمردى است . يك نفر فرود آيد با هم نبرد كنيم . على عليه السلام وارد خندق گرديد و او را كشت . وحشت و بهت سراسر لشكر شرك را فراگرفته و بيش از همه ابو سفيان مبهوت شده بود . او تصور مىكرد كه مسلمانان بدن « نوفل » را براى گرفتن انتقام حمزه ، مثله خواهند نمود . كسى را فرستاد كه جسد او را به ده هزار دينار بخرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : نعش را بدهيد و پول مرده در اسلام حرام است .

ارزش اين ضربت

به حسب ظاهر على عليه السلام قهرمانى را كشته بود ولى در حقيقت ، افرادى را كه از
هامش
( 1 ) . « بحار الانوار » ، ج 20 / 227 .