برنداشتند . شبى « خالد بن وليد » ، تصميم گرفت با گردان مخصوصى از خندق بگذرد ، اما با مراقبت دويست تن از سربازان اسلام به فرماندهى « اسيد حضير » عقبنشينى كرد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله هيچگاه از تقويت روحيهء سربازان اسلام غافل نبود . وى با خطابههاى آتشين و سخنان گرم و جالب خود ، آنان را براى دفاع از حريم آزادى عقيده آماده مىساخت . روزى در يك اجتماع با شكوهى رو به سربازان و افسران نمود و پس از نيايش كوتاهى به درگاه خداوند ، چنين گفت : هان ! اى سربازان اسلام ! در برابر دشمن استقامت ورزيد و بدانيد كه بهشت زير سايهء شمشيرهايى است كه در راه حق و عدالت و آزادى كشيده شود . « 1 »
قهرمانانى از سپاه عرب از خندق عبور مىكنند
پنج قهرمان به نامهاى : عمرو بن عبدود ؛ عكرمة بن ابى جهل ، هبيرة بن وهب ؛ نوفل بن عبد اللَّه و ضرار بن الخطاب ، لباس جنگ پوشيدند و با غرور مخصوصى در برابر سپاه « بنى كنانه » ايستاده گفتند : آمادهء نبرد باشيد ؛ امروز خواهيد فهميد كه قهرمانان واقعى سپاه عرب كيست . سپس اسبان خود را تاخته ، و از نقطهاى كه پهناى آن تنگتر بود با اسبان خود پريدند . اين پنج قهرمان ، از تيررس سربازان مراقب ، بيرون رفتند ؛ ولى فوراً نقطهء عبور محاصره گرديده و از تجاوز ديگران جلوگيرى به عمل آمد .
نقطه توقف اين پنج قهرمان كه براى جنگهاى تن به تن آماده بودند ، ميان خندق و كوه سلع ( مركز سپاه اسلام ) بود . قهرمانان عرب با كبر و غرور مخصوصى با اسبهاى خود بازى مىكردند و به طور اشاره و تلويح مبارز مىطلبيدند . « 2 »
ولى از ميان اين پنج نفر ، قهرمانى كه از نظر جرأت و شجاعت و كاردانى شهرت زيادى داشت ، جلوتر آمد و رسماً مبارز طلبيد . او لحظه به لحظه صداى
هامش
( 1 ) .
أيُّها النّاسُ إذا لَقِيتُمُ العَدُوَّ فَاصبِروا و اعلَموا انَّ الجَنّةَ تَحتَ ظِلالِ السُّيوفِ
- « سيرهء حلبى » ، ج 2 / 349 .
( 2 ) . « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 239 ؛ « طبقات كبرى » ، ج 2 / 68 .