همراه خود آورده ، تا به نيروى بازوى او پيروزى خود را سرعت بخشند .
بنابراين ، در روزهاى احزاب بلكه در لحظهء تقابل دو قهرمان شرك و اسلام ، كفر و اسلام با هم روبرو شده و اين مبارزه صحنهاى بود از تقابل كفر و ايمان .
يكى از علل عدم موفقيت سپاه عرب ، همان خندق ژرفى بود كه در پيش پاى آنان كنده شده بود . سپاه دشمن شب و روز تلاش مىكرد كه از خندق عبور كند ، ولى با حملات سرسختانهء نگهبانان و تدابير شخص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روبرو مىگرديدند .
زمستان سوزان آن سال و كمى خواربار و علوفه ، سپاه عرب و زندگى دامهاى آنها را تهديد مىكرد . حيّى بن اخطب ( آتشافروز جنگ ) بيست بار شتر خرما از يهوديان بنى قريظه كمك گرفت ، ولى به وسيلهء مأمورين اسلام توقيف و سپس ميان ارتش اسلام تقسيم شد . « 1 »
روزى ابو سفيان به پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله نامهاى به مضمون زير نوشت : من با سپاه گران براى برانداختن آئين تو آمدهام ، ولى چه كنم گويا مقابله با ما را مكروه شمردى ، و ميان ما و خود خندق ژرفى قرار دادى ؛ نمىدانم اين تاكتيك نظامى را از چه كسى آموختهاى ولى اين را مىگويم تا نبرد خونينى مانند « احد » برپا نكنم ، برنخواهم گشت .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ او چنين نوشت : از محمد رسول خدا به ابو سفيان فرزند حرب . . . مدتى است كه به خود باليده و تصور كردهاى كه مىتوانى چراغ فروزان اسلام را خاموش سازى ؛ ولى اين را بدان ! تو زبونتر از آنى كه به اين كار موفق گردى ، به همين زودى شكست خورده بر مىگردى و من در آينده بتهاى بزرگ قريش را در برابر تو خواهم شكست . « 2 »
پاسخ نامه كه حاكى از اراده و تصميم قطعى نويسندهء آن بود ، بسان تيرى بود كه بر قلب رئيس سپاه شرك نشست . از آنجا كه قريش ، به راستگويى محمد ايمان داشتند ، فوق العاده روحيهء خود را باختند ولى باز از تلاش دست
هامش
( 1 ) . « سيرهء حلبى » ، ج 2 / 345 .
( 2 ) . « الامتاع » / 240 .