گزارش كرد ، آگاه گرديدند . « 1 »
در برابر اين جنايت چه بايد كرد ؟
اكنون وظيفهء پيامبر صلى الله عليه و آله با اين دستهء خيانتكار چيست ؟ گروهى كه از مزاياى حكومت اسلامى برخوردار بودند ؛ و سربازان اسلام ، اموال و نواميس آنها را حفظ مىكرد ، جمعيتى كه نشانههاى بارز نبوت و رسالت را در سراسر زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله مىديدند و دلائل نبوت و گواههاى راستگوئى او را در كتابهاى خود مىخواندند ، ولى به جاى مهماننوازى نقشهء قتل او را كشيدند و ناجوانمردانه كمر بر ترور او بستند ، مقتضاى عدالت در اين زمينه چيست ؛ و براى اينكه اين جريانها بار ديگر تكرار نشود ، و ريشهء اين گونه حوادث سوزانده شود چه بايد كرد ؟ !
راه منطقى همان بود كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله برگزيد . به تمام سربازان آمادهباش داده شد ، سپس « محمد بن مسلمه اوسى » را پيش خود خواند ، و دستور داد هر چه زودتر از طرف وى به سران بنى النضير پيام زير را برساند .
وى با سران بنى النضير تماس گرفت و گفت : رهبر عاليقدر اسلام ، به وسيلهء من براى شما پيامى فرستاده كه هر چه زودتر اين آب و خاك را در ظرف ده روز ترك گوييد . زيرا پيمانشكنى كردهايد و از در مكر و حيله وارد شدهايد و اگر در اين ده روز اين مرز و بوم را ترك نكنيد خون شما هدر است .
اين پيام ، افسردگى عجيبى در ميان يهود پديد آورد و هر كدام گناه را به گردن ديگرى انداخت . يكى از سران آنها پيشنهاد كرد كه همگى اسلام آورند ؛ ولى لجاجت اكثريت مانع از پذيرفتن چنين پيشنهاد گرديد .
بيچارگى عجيبى آنها را فراگرفت ، به ناچار رو به محمد بن مسلمه كردند و گفتند : اى محمد تو از قبيلهء اوس هستى و ما پيش از آمدن پيامبر اسلام با قبيلهء تو پيمان دفاعى داشتيم ، اكنون چرا با ما از در جنگ وارد مىشوى ؟ وى با كمال رشادت كه در خور هر مسلمانى است گفت : آن زمان گذشت ، اكنون دلها دگرگون شده است .
هامش
( 1 ) . « مغازى واقدى » ، ج 1 / 365 .