تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
سرانجام جهودان تن به قضا دادند و گفتند : ما حاضريم جلاى وطن كنيم مشروط بر اين كه اموال منقول خود را از اين سرزمين ببريم . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله موافقت كرد ، كه آنان آنچه از اموال دارند ببرند ، غير از سلاح كه مىبايست به مسلمانان تسليم نمايند . يهود آزمند در نقل اموال خود حد أكثر كوشش را كردند ، حتى درهاى خانه‌ها را با چهار چوبه از جايش كنده براى حمل آماده مىكردند ، و باقيماندهء خانه‌ها را با دست خود ويران مىكردند . گروهى از آنها عازم خيبر ، و گروه ديگر روانهء شام شدند . و دو نفر از آنها اسلام آوردند . ملت زبون و بيچاره براى جبران شكست با زدن دف و خواندن سرود ، مدينه را ترك گفتند و شكست خود را از اين طريق جبران كردند و خواستند برسانند كه ما از ترك آن ديار چندان ملول و آزرده نيستيم .

مزارع بنى النضير ميان مهاجران تقسيم مىشود

غنيمتى كه سربازان اسلام بدون جنگ و نبرد به چنگ مىآورند ، به حكم قرآن « 1 » متعلق به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است ، و او هرگونه صلاح بداند در مصالح اسلام صرف مىكند . پيامبر صلى الله عليه و آله مصلحت ديد اين مزارع و آب‌ها و باغ‌ها را ميان مهاجران قسمت كند ، زيرا دست آنها از ثروت دنيا به علت مهاجرت از مكه كوتاه بود ، و در حقيقت سربار انصار و مهمان آنها بودند . اين نظر را سعد بن معاذ و سعد بن عباده نيز تصديق كردند . از اين جهت تمام اراضى ميان مهاجران تقسيم گرديد و از انصار جز « سهل بن حنيف » و « ابو دجانه » كه بسيار تهىدست بودند كسى بهره‌اى نبرد ، و از اين راه گشايشى براى عموم مسلمانان به وجود آمد و شمشير قيمتى يكى از سران بنى النضير نيز به سعد معاذ واگذار شد . اين جريان در ماه ربيع سال چهارم اتفاق افتاد و سورهء حشر نيز پيرامون اين حادثه نازل گرديد . ما براى اختصار از تفسير و ترجمهء آيه‌هاى اين سوره
هامش
( 1 ) . سورهء حشر / 6 .