تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

اعزامىهاى پيامبر به مدينه

« عبد اللَّه رواحه » و « زيد حارثه » ، از طرف پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور شدند كه هر چه زودتر خود را به مدينه برسانند ، و به مسلمانان بشارت دهند كه اسلام پيروز گرديد و سران كفر از قبيل عتبه ، شيبه ، ابو جهل ، زمعه ، ابو البخترى ، اميه ، نبيه ، و منبه و . . . كشته شدند . افراد اعزامى هنگامى وارد مدينه شدند كه مسلمانان از دفن دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ، همسر عثمان برمىگشتند . در اين حال ، سرور پيروزى جنگ با اندوه مرگ دختر پيامبر صلى الله عليه و آله آميخته شد . به همين نسبت ، وحشت و اضطراب مشركان و يهوديان و منافقان را احاطه كرد . زيرا آنان هرگز باور نمىكردند كه چنين پيروزى نصيب مسلمانان گردد ، و كوشش مىكردند كه بگويند اين خبر دروغ است . ولى با ورود نيروهاى اسلام و اسيران قريش مطلب مسلّم گرديد . « 1 »

مكيان از كشته شدن سران خود آگاه مىشوند

« حيسمانِ » خزاعى ، نخستين كسى بود كه وارد مكه گرديد ، و مردم را از حوادث خونين بدر و كشته شدن سران قريش آگاه ساخت . « ابو رافع » ، كه در آن روزها غلام عباس بود ، و بعدها از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله و امير مؤمنان عليه السلام گرديد ؛ مىگويد : آن روزها نور اسلام ، خانهء عباس را روشن كرده بود . عباس و همسر او « أُمُ الفضل » و من اسلام پذيرفته بوديم ، ولى از ترس محيط ، ايمان خود را پنهان مىداشتيم . هنگامى كه خبر مرگ دشمنان اسلام در مكه منتشر شد ، ما فوق العاده خوشحال شديم . ولى قريش و هواداران آنها سخت مضطرب و ناراحت شدند . « ابو لهب » ، كه در اين جنگ شركت نكرده ، و كسى را به جاى خود فرستاده بود ، در كنار چاه زمزم نشسته بود . ناگهان مردم خبر آوردند كه « ابو سفيان حرث » وارد شد . « ابو لهب » گفت به او بگوييد هر چه زودتر با من ملاقات كند . او آمد و در كنار « ابو لهب » نشست ، و جريان بدر را خوب تشريح كرد . اضطراب و ترس بسان صاعقه ، آتشى در جان او افكند . پس از هفت روز
هامش
( 1 ) در اين مورد ، به بحث‌هاى تفسيرى نگارنده ، پيرامون « منافقان در قرآن و تاريخ اسلام » مراجعه بفرماييد . اين مباحث در جلد چهارم تفسير موضوعى « منشور جاويد » ، مشروحاً آمده است .