دفن اجساد شهدا ، نماز عصر را در آنجا گزارد و پيش از غروب آفتاب از بيابان بدر بيرون آمد .
در اين هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آله ، با نخستين اختلاف ياران خود ، در نحوهء تقسيم غنيمت روبرو گرديد . هر دستهاى ، خود را سزاوارتر مىدانست .
پاسداران برج فرماندهى كل قوا ، مدعى بودند كه حفاظت جان پيامبر صلى الله عليه و آله با ما بوده ، چه عملى بالاتر از اين است ؟ ! گرد آورندگان غنيمت نيز ، خود را بر ديگران مقدم مىداشتند . ولى گروهى كه دشمن را تا آخرين لحظهء امكان ، تعقيب كرده بودند و براى دستهء اول ، امكان جمعآورى غنائم را پديد آورده بودند ، خود را مستحقتر از ديگران مىدانستند .
هيچ عاملى براى يك ارتش بدتر از اين نيست ، كه ميان واحدهاى يك سپاه اختلاف و دودستگى ايجاد شود . پيامبر صلى الله عليه و آله براى سركوب كردن آمال مادى ، و خاموش كردن سر و صدا تمام غنائم را به « عبد اللَّه كعب » سپرد و عدهاى را مأمور كرد كه او را در حمل و نقل و نگهدارى غنيمت كمك كنند تا در اين باره چاره و راه حلى پيدا نمايد .
قانون عدل و انصاف ايجاب مىكرد ، كه همهء ارتش در آن سهيم باشند . زيرا همه در جنگ نقش و مسئوليت داشتند ، و هيچ واحدى بدون فعاليت واحدهاى ديگر نمىتوانست پيشرفت كند . از اين نظر ، پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان راه غنيمتها را به طور مساوى تقسيم كرد ، و براى كسانى كه از مسلمانان كشته شده بودند ، سهمى جدا كرد و به بازماندگان آنها پرداخت .
عمل پيامبر ( تقسيم غنائم ميان سربازان اسلام به طور مساوات ) ، خشم سعد وقاص را برانگيخت . او به پيامبر صلى الله عليه و آله چنين گفت : آيا مرا كه از اشراف بنى زهرهام ، با اين آبكشها و باغبانهاى يثرب ، يكسان مىبينيد ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله از شنيدن اين سخن سخت آزرده گرديد و فرمود : هدف من از اين جنگ ، حمايت از بيچارگان در برابر زورمندان است . من براى اين برانگيخته شدهام كه تمام تبعيضات و امتيازات موهوم را ريشهكن سازم ، و تساوى در برابر حقوق را در ميان مردم جايگزين آن نمايم .
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٤٣