كه در كورهء تب مىسوخت با بيمارى مخصوصى جان سپرد .
داستان شركت عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله ، در غزوهء بدر ، از مشكلات تاريخ است . او از كسانى است كه در اين جنگ اسير مسلمانان گرديد . او از يك طرف در اين نبرد شركت مىكند ، از طرف ديگر در پيمان عقبه مردم مدينه را براى حمايت از پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت مىنمايد . راه حل همان است كه ابو رافع ، غلام او مىگويد : او از كسانى بود ، كه مانند برادرش ابو طالب ، به آيين توحيد و رسالت برادرزادهاش ايمان قطعى داشت ؛ ولى مصالح روز اقتضا مىكرد كه ايمان خود را پنهان بدارد و از اين طريق پيامبر صلى الله عليه و آله را كمك كند و برادرزادهء خود را از تداركات و نقشههاى شوم قريش آگاه سازد . چنان كه در جنگ « احد » نيز اين كار را انجام داد . او نخستين كسى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله را از نقشه و حركت قريش آگاه ساخت .
انتشار خبر مرگ هفتاد تن از عزيزان قريش ، اكثر خانههاى مكيان را داغدار ساخت ، و هرگونه شور و نشاط را از ميان آنان برچيد . « 1 »
گريه و نوحهسرائى ممنوع گرديد
ابو سفيان ، براى اينكه قريش را در حالت خشم و غضب نگاه دارد ، و پيوسته مردم براى گرفتن انتقام خون دلاوران قريش آماده باشند ؛ دستور داد كه احدى حق گريه و ناله ندارد ، يا شاعرى شعر بگويد . زيرا گريه و نوحه از حس انتقام مىكاهد و باعث شماتت دشمنان مىگردد . و براى تحريك مردم ، اعلان كرد كه هرگز با زنى نزديكى نخواهد كرد ، مگر اينكه انتقام كشتهشدگان را از مسلمانان بگيرد .
« اسود مطلب » ، بر اثر از دست دادن سه فرزند در آتش خشم و غضب مىسوخت . ناگهان گريه و زارى زنى را شنيد ، خوشحال شد و تصور كرد كه گريه بر كشتهشدگان آزاد گرديده است . كسى را فرستاد تا از جريان تحقيق كند . كه خبر آوردند علت گريهء زن اين است كه شتر خود را گم كرده است و
هامش
( 1 ) « فهرست نجاشى » / 5 .