گريه بر شتر گمشده از نظر قانون « ابو سفيان » بىمانع مىباشد . او بسيار متأثر شد و اشعارى سرود كه ترجمهء دو بيت آن را از نظر خوانندگان مىگذرانيم :
« آيا او بر شتر گمشدهء خود اشك مىريزد ، و شبها براى از دست دادن شتر بيدار مىماند ؛ نه ، در اين لحظه هرگز شايسته نيست كه او بر شتر جوان خود بگريد بلكه لازم است بر كشتگانى گريه كند كه حظ و عزت و عظمت با مرگ آنها از بين رفت » . « 1 »
آخرين تصميم دربارهء اسيران
در اين جنگ اعلان شد كه اسيران باسواد مىتوانند با تعليم خواندن و نوشتن به ده نفر از اطفال آزاد شوند .
ديگران نيز با پرداخت مبلغى از چهار هزار درهم تا هزار درهم ، آزاد مىگردند ، و افراد فقير و نيازمند بدون پرداخت « فديه » آزاد مىشوند .
انتشار اين خبر در مكه ، باعث جنب و جوش نزديكان اسيران گرديد . بستگان هر اسيرى مبلغى تهيه كرده و روانهء مدينه گرديدند . و با پرداخت « فديه » اسير خود را آزاد مىنمودند . هنگامى كه « سهيل بن عمرو » ، با پرداخت « فديه » آزاد گرديد ؛ يك نفر از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله از حضرت درخواست كرد كه اجازه دهد دندانهاى جلو او را بكشد تا سُهيل بر ضد اسلام سخنى نتواند بگويد . پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه نداد و فرمود : اين كار « مُثله » كردن است و در اسلام جايز نيست .
« ابى العاص » ، داماد پيامبر صلى الله عليه و آله ، شوهر زينب از مردان شريف و تجارت پيشهء مكه بود . وى با دختر پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان جاهليت ازدواج نموده بود ، و پس از بعثت ، بر خلاف همسر خود ، به آئين اسلام نگرويد ، و در جنگ بدر شركت داشت و اسير گرديد . همسر او زينب آن روز در مكه به سر مىبرد . براى آزادى شوهر خود گردنبندى را كه مادرش « خديجه » ، در شب زفاف به او بخشيده بود ، فرستاد .
هامش
( 1 ) أ تبكي ان تضل لها بعير و يمنعها من النوم السهود
فلا تبكى على بكر و لكن على بدر تقاصرت الجدود
« سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 648 .