همشأن ما شما هستيد .
برخى مىگويند در اين نبرد هر يك از رزمندگان به دنبال همسالان خود رفت و جوانترين آنان على عليه السلام با وليد دايى معاويه ، و متوسطترين آنان حمزه با عتبه جد مادرى معاويه ، و عبيده كه پيرترين آنان بود با شيبه كه مسنترين آنان بود شروع به نبرد كردند . ولى ابن هشام مىگويد هماورد « حمزه » ، « شيبه » و طرف نبرد « عبيده » ، « عتبه » بوده است . اكنون ببينيم كه كدام يك از اين دو نظر صحيح است ؟ با در نظر گرفتن دو مطلب ، حقيقت روشن مىگردد .
1 - مورخان مىنويسند : على و حمزه رزمندهء مقابل خود را در همان لحظهء نخست به خاك افكندند . سپس هر دو پس از كشتن رقيبان خود به كمك « عبيده » شتافتند و طرف نبرد او را كشتند . « 1 »
2 - امير مؤمنان در نامهاى كه به معاويه مىنويسد چنين يادآورى مىكند :
« وَ عِنْدِي السَّيْفُ الَّذِي أَعْضَضْتُهُ بِجَدِّكَ وَ خَالِكَ وَ أَخِيكَ فِي مَقَامٍ وَاحِدٍ . . . » ؛
شمشيرى كه من آن را در يك روز بر جد تو ( عتبه پدر هنده ، مادر معاويه ) و دائى تو ( وليد فرزند عتبه ) و بردارت ( حنظله ) فرود آوردم در نزد من است . يعنى هماكنون نيز با آن نيرو و قدرت مجهز هستم . « 2 »
از اين نامه به خوبى استفاده مىشود كه حضرت ، در كشتن جدّ معاويه دست داشته است . از طرف ديگر كه حمزه و على عليه السلام ، هركدام طرف مقابل خود را بدون درنگ به هلاكت رسانيدهاند .
هر گاه طرف حمزه « عتبه » ، جد معاويه باشد ؛ ديگر حضرت نمىتواند بفرمايد : اى معاويه جد تو ( عتبه ) زير ضربات شمشير من از پاى درآمد . به ناچار بايد گفت طرف نبرد حمزه « شيبه » بود و هماورد « عبيده » « عتبه » بوده است كه حمزه و على پس از كشتن مبارزان خود ، به سوى عتبه رفتند و او را با شمشير از پاى درآوردند .
هامش
( 1 ) . « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 148 ؛ « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 625 .
( 2 ) . « نهج البلاغه » ، نامهء 64 .