تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨

حملهء عمومى آغاز مىگردد :

كشته شدن دلاوران قريش ، سبب شد كه حملهء عمومى آغاز گردد . حمله‌هاى دسته جمعى قريش شروع شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله از همان مقر فرماندهى دستور داد ، كه از حمله خوددارى نمايند و با تيراندازى ، از پيشروى دشمن جلوگيرى كنند . سپس از برج فرماندهى پائين آمد و با چوب دستى صفوف سربازان خود را منظم كرد ، در اين لحظه ، « سواد بن عزيّه » از صف ، جلوتر ايستاده بود . پيامبر صلى الله عليه و آله با چوب تعليمى ، روى شكم او زد و فرمود : از صف سربازان جلوتر نايست . « 1 » در اين وقت سواد گفت : اين ضربتى كه بر من وارد آمد ضربت ناحقى بود و من خواهان قصاص آن هستم . پيامبر صلى الله عليه و آله فوراً پيراهن خود را بالا برد و گفت : قصاص كن . چشم همهء سربازان به عكس العمل كردار پيامبر صلى الله عليه و آله است . « سواد » ، سينهء پيامبر صلى الله عليه و آله را بوسيد و دست در گردن او افكند و گفت منظور اين بود كه در آخرين لحظات زندگى سينهء شما را ببوسم . سپس حضرت به مقر فرماندهى برگشت و با قلبى لبريز از ايمان رو به درگاه خداوند كرده و گفت : بار پروردگارا ! اگر اين گروه امروز هلاك شوند ، ديگر كسى تو را در روى زمين پرستش نخواهد نمود . « 2 » خصوصيات حملهء عمومى در تواريخ اسلام تا حدى ضبط گرديده است ، ولى اين مطلب مسلم است كه پيامبر صلى الله عليه و آله گاهى از مقر فرماندهى پايين مىآمد ، و مسلمانان را براى نبرد در راه خدا و حمله به دشمن تحريك و تحريض مىنمود . يك بار در ميان مسلمانان با صداى بلند فرمود : به خدائى كه جان محمد در دست اوست ، هركس امروز با بردبارى نبرد كند ، و نبرد او براى خدا باشد و در اين راه كشته شود ، خدا او را وارد بهشت مىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) . استو يا سواد - « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 626 . ( 2 ) . اللهم ان تُهلَك هذه العصابةُ اليوم لا تعبد - « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 149 . ( 3 ) . و الذى نفس محمد بيده ، لا يقاتلهم اليوم رجُل فَيُقتَلُ صابراً محتسباً مُقبلًا غَير مدبر الا ادخله اللَّه الجنّة .