تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
خود را با يكديگر برادر كرديد ، ولى عقد اخوت ميان من و ديگرى برقرار نفرموديد ؟ « 1 » در اين هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله رو به على عليه السلام كرد و گفت : تو در دنيا و آخرت برادر من هستى . « 2 » « قندوزىِ » حنفى ، جريان را به طور كامل‌تر نقل نموده و مىگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب سؤال على صلى الله عليه و آله فرمود : « به خدائى ( كه مرا براى هدايت مردم مبعوث فرموده ) سوگند : كار برادرى تو را براى اين به عقب انداختم كه مىخواستم در پايان با تو برادر شوم . تو نسبت به من ، مانند هارونى نسبت به موسى ؛ جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، تو برادر و وارث من هستى » . « 3 »

منقبت ديگر براى على عليه السلام

ساختمان مسجد به پايان رسيد . در اطراف مسجد ، خانه‌هاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحاب وى قرار داشت ، و هر كدام از خانه‌هاى خود درى به مسجد داشتند و از درهاى خصوصى وارد مسجد مىگرديدند . ناگهان دستورى از طرف پروردگار جهان رسيد كه : تمام درهاى خصوصى كه از خانه‌ها به مسجد باز مىگرديد ، بسته شود جز در خانهء على . سبط ابن الجوزى مىنويسد : اين عمل سر و صدايى در ميان برخى به وجود آورد ، و گمان كردند كه اين استثنا جنبهء عاطفى داشته است . رسول خدا صلى الله عليه و آله براى روشن كردن اذهان مردم ، خطبه‌اى خواندند و در ضمن فرمود : من از جانب خود هرگز دستور بازماندن و بسته شدن درى را نداده‌ام ، بلكه دستورى بود از طرف خدا ، و من ناچار بودم كه از آن پيروى كنم . « 4 »

رويدادهاى سال دوم هجرت

نخستين سال هجرت ، با تمام خوشىها و تلخىهاى خود سپرى شد . پيامبر
هامش
( 1 ) . آخَيتَ بَينَ اصحابِك وَ لَم تُؤاخِ بَينى و بَينَ احَد . ( 2 ) . انتَ اخى فى الدّنيا و الآخِرةِ . ( 3 ) . « ينابيع المودة » ، ج 1 / 226 . ( 4 ) . « تذكرة الخواص » / 46 .