قطعى مىسازد كه پيامبر صلى الله عليه و آله از نقشهء مخالفان ، پيش از محاصرهء خانه آگاه بوده است ، و نقشهاى كه براى خلاصى خود كشيده بود كاملًا طبيعى بود ، و رنگ اعجاز نداشت . او مىخواست با قرار دادن على عليه السلام در فراش خود از مجارى طبيعى ، بدون استمداد از طريق اعجاز و كرامت ، از چنگال بتپرستان رهائى پيدا كند . بنابراين ، او مىتوانست پيش از محاصرهء خانه ، خارج شود و نيازى به اعمال كرامت نداشته باشد .
ولى احتمال دارد كه صبر و توقف پيامبر صلى الله عليه و آله در خانه تا برگزارى محاصره ، معلول جهتى باشد كه فعلًا براى ما مكشوف نيست . از اين جهت ، بحث پيرامون اين مطلب ( بيرون رفتن پيامبر صلى الله عليه و آله از خانه هنگام شب ) نزد همه قطعى و مسلم نيست . زيرا بعضى « 1 » عقيده دارند كه پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از محاصره و قبل از غروب آفتاب خانه را ترك گفته است .
هجوم مخالفان به خانهء وحى
قواى كفر اطراف خانهء وحى را احاطه كرده و منتظر فرمان بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را در خوابگاه خود قطعهقطعه كنند . عدهاى اصرار داشتند كه همان نيمهء شب نقشهء خود را عملى سازند . ابو لهب از آن ميان برخاست ، و گفت :
زنان و فرزندان بنى هاشم در داخل خانه هستند ، ممكن است در اين جريان به آنها آسيبى برسد . گاهى گفته مىشود كه علت تأخير آنها اين بود كه مىخواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را در روز روشن ، در برابر ديدگان بنى هاشم بكشند ، تا بنى هاشم ببينند كه قاتل او يك فرد مشخص نيست . سرانجام تصميم گرفتند كه بامدادان در هواى روشن نقشه را عملى سازند . « 2 »
پردههاى تيرهء شب ، يكى پس از ديگرى عقب رفت ؛ صبح صادق سينهء افق را شكافت . شور و شوق غريبى در مشركان پديد آمد . آنان تصور مىكردند كه به زودى به هدف خود مىرسند ، در حالى كه دستها به قبضهء شمشير بود با شور و
هامش
( 1 ) . « سيرهء حلبى » ، ج 2 / 32 .
( 2 ) . « اعلام الورى » / 139 ؛ « بحار الانوار » ، ج 19 / 50 .