مختلف را با بياناتى با هم سازش دهد ، ولى در پارهاى موارد ، موفق به رفع تناقض و اختلاف نگرديده است .
مطلب قابل توجه اين كه بيشتر محدثان سنى و شيعه ، طرز مهاجرت را جورى نقل كردهاند كه بالنتيجه خلاصى و رهائى آن حضرت را مستند به اعجاز دانسته و رنگ كرامت به آن دادهاند . در صورتى كه دقت در خصوصيات سرگذشت ، حاكى از اين است كه نجات آن حضرت نتيجهء يك سلسله پيشبينى و تدبيرات و احتياطات بوده ، و ارادهء خداوند بر اين متعلق شده بود كه پيامبر خود را از طريق مجارى طبيعى نجات دهد نه از طريق اعمال قدرت . گواه اين مطلب اين است كه پيامبر متشبث به علل طبيعى و اسباب عقلى ( مانند خوابيدن على عليه السلام در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله ، پنهان شدن در غار ، و . . . كه بعداً خواهيد شنيد ) شده و از اين راه خود را خلاص نمود .
فرشتهء وحى پيامبر صلى الله عليه و آله را آگاه مىسازد
فرشتهء وحى ، پيامبر صلى الله عليه و آله را از نقشهء شوم مشركان آگاه ساخت ، و او را وادار به مهاجرت كرد و قرار شد براى كور كردن خط تعقيب ، كسى در رختخواب پيامبر صلى الله عليه و آله بخوابد ؛ تا مشركان تصور كنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون نرفته و در درون خانه است . در نتيجه ، تنها به فكر محاصرهء خانهء او باشند ، و عبور و مرور را در كوچهها و اطراف مكه آزاد بگذارند .
فائدهء اين كار اين بود ، كه مأموران فقط متوجهء خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله شده و در اين فرصت پيامبر صلى الله عليه و آله مىتوانست ، به نقطهاى پناه ببرد كه احدى از مأموران متوجه او نشود .
حالا بايد ديد چه كسى حاضر مىشود در جايگاه پيامبر صلى الله عليه و آله بخوابد ، و جان خود را فداى او نمايد ؟ لابد خواهيد گفت : اول كسى كه به وى ايمان آورده ، و از نخستين روزهاى بعثت ، پروانهوار دور شمع وجود او گرديده است . او بايد در اين راه جانبازى نمايد و اين فرد فداكار جز على عليه السلام كسى نيست ؛ از اين نظر پيامبر صلى الله عليه و آله رو به على عليه السلام كرد و فرمود :