تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
شوق خاص وارد حجرهء پيامبر شدند . در اين حال ، على عليه السلام سر از بالش برداشت و بُردِ سبزرنگ را كنار زد ، و با كمال خونسردى فرمود : چه مىگوييد ؟ گفتند : محمد را مىخواهيم و او كجاست ؟ فرمود : مگر او را به من سپرده بوديد تا از من تحويل بگيريد ، او اكنون در خانه نيست . چهرهء مأموران از شدت غضب و خشم برافروخته شده ، و خشم گلوى آنها را مىفشرد ، و از اينكه تا صبحگاهان صبر كرده بودند پشيمان بودند ، و تقصير را گردن ابو لهب مىگذاردند ، كه مانع از حملهء شبانه گرديد . قريش از اينكه توطئهء آنها نقش بر آب شده ، و با شكست روشنى روبرو شدند ، سخت عصبانى بودند و با خود فكر مىكردند كه در اين مدتِ كم ، محمد نمىتواند از محيط مكه بيرون برود . ناچار يا در خودِ مكه پنهان شده ، و يا در راه مدينه است . از اين جهت ، مقدمات دستگيرى او را فراهم آوردند .

پيامبر صلى الله عليه و آله در غار « ثور »

آنچه مسلم است اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله نخستين شب هجرت و دو شب پس از آن را ، با « ابو بكر » در غار « ثور » كه در جنوب مكه ( نقطهء مقابل مدينه ) است به سر برده است . و چندان روشن نيست كه اين مصاحبت چگونه پديد آمد و اين نقطه در تاريخ كاملًا مبهم است . عده‌اى معتقدند كه اين مصاحبت اتفاقى بوده و رسول خدا او را در راه ديد و همراه خود برد . برخى نقل كرده‌اند كه پيامبر صلى الله عليه و آله همان شب به خانهء ابى بكر رفت ، و نيمه شب هر دو نفر ، خانه را به قصد غار ثور ترك گفتند . گروهى مىگويند : ابو بكر به سراغ پيامبر صلى الله عليه و آله آمد ، و على عليه السلام او را به مخفيگاه او راهنمائى كرد . « 1 »

قريش در پيداكردن پيامبر صلى الله عليه و آله از پاى نمىنشينند

شكست قريش سبب شد كه نقشه را عوض كنند و با بستن راه‌ها و گماردن
هامش
( 1 ) . « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 100 .