امشب در فراش من بخواب ، و آن بُرد سبزرنگى را كه من هنگام خواب به روى خود مىكشيدم به روى خود بكش . زيرا از طرف مخالفان ، توطئهاى براى قتل من چيده شده ، و من بايد به مدينه مهاجرت كنم .
على عليه السلام از آغاز شب در خوابگاه پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد . پاسى از شب گذشته بود كه به وسيلهء چهل نفر تروريست ، محاصرهء اطراف خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز گرديد . آنان از شكاف در به داخل خانه نگاه مىكردند ، و وضع خانه را عادى ديده و گمان مىكردند كسى كه در خوابگاه پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيده است ، خود او است .
در اين هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم گرفت كه از خانه بيرون برود . دشمن اطراف خانه را در محاصره داشت و كاملًا مراقب اوضاع بود . از طرف ديگر ، ارادهء خداى قاهر بر اين تعلق گرفته بود كه رهبر عاليقدر اسلام را از چنگال فرومايگان نجات دهد . پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله سورهء « يس » را به خاطر تناسبى كه مفاد آغاز آيات آن سوره با اوضاع وى داشت تا آيهء
. . . فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
« 1 » تلاوت نمود . بلافاصله از خانه بيرون آمد و به نقطهاى كه بنا بود برود و بعداً تفصيل آن را مىخوانيد تشريف برد . اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله چگونه دائرهء محاصره را شكست كه مأموران متوجه نشدند ، چندان روشن نيست . از روايتى كه مفسر معروف شيعه ، مرحوم على بن ابراهيم در تفسير آيهء
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا
« 2 » نقل كرده است ؛ استفاده مىشود كه هنگام خروج پيامبر صلى الله عليه و آله از خانه ، تمام آنها خوابيده بودند و منتظر بودند كه بامدادان در هواى روشن به خانهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله هجوم ببرند ؛ و تصور نمىكردند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از نقشهء آنها با اطلاع باشد .
ولى مورخان ديگر « 3 » تصريح كردهاند كه آنها تا لحظهاى كه به خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله حمله بردند بيدار بودند ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله از روى كرامت و اعجاز چنان از خانه بيرون آمد كه آنها متوجه نشدند .
امكانِ وقوع چنين كرامتى جاى شك و شبهه نيست ، ولى آيا براى اين امر موجبى در كار بوده است يا نه ؟
بررسى كامل جريان هجرت ، اين مطلب را
هامش
( 1 ) . از آغاز سوره تا آيهء نهم .
( 2 ) . انفال / 30 .
( 3 ) . « طبقات كبرى » ، ج 1 / 228 ؛ « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 100 .