تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
به قورى دوم و هكذا تا قورى آخر بريزند ، صورت گرمى آب مىشكند و در قورى آخر همين قدر رنگ چاى را جذب مىنمايد ، ديگر آن قوت را ندارد كه تلخى چاى را جذب كند ؛ بدين جهت مىتوان بىشيرينى نوشيد ؛ ولى بسته به عادت است . و بعد از رفتن حضرات ، دو نفر شاهزاده خانم روسيه‌اى به ديدن ما آمدند ، جناب معين‌الملك و ميرزا جوادخان مستشار به اطاق اول رفته ، دست آنها را گرفته به اطاق من آوردند . در روى صندلى نشسته به فرانسه حرف مىزدند . جناب معين‌الملك ترجمه مىنمودند ، يكى از آنها پير و ديگرى جوان بودند . هر دو بشاش و خوش‌رو بودند ، يك ساعت نشسته صحبت داشته ، رفتند . چهارشنبه هشتم در سفارتخانه بودم ، شخص فرانسوى دندانساز دندان‌هاى مصنوعى را آورده و نصب كرد . شب را با همان دندان‌ها خوابيديم كه خوب جاگير بشود . آنها را بىفنر ساخته بود كه چندان اذيت نكند . طبقهء سُفلى خوب محكم شد ، طبقهء عليا جاگير نشده بود . هنگام نماز وقتى ذكر تسبيحات اربعه را گفتم ، افتاد ، بسيار خنديدم . پنج‌شنبه نهم حاجى محمدباقر تاجر اصفهانى ، مقيم اسلامبول كه تاجر معتبرى است ، بعضى جواهرات آورده بود تماشا كرديم . امروز جناب معين‌الملك ، مرا با اجازه وعده گرفته بود كه به عمارت يالى كه از يك نفر پاشا براى ييلاق گرفته بود ، برويم . در واپور جناب معين‌الملك سوار شده ، در بوغاز حركت كرده به عمارت معين‌الملك رسيديم . چاى در آنجا صرف شد ، معاودت نموديم . عمارت باصفايى است و با تمام مبل و اسباب به ده‌هزار تومان ابتياع كرده است . بيوتات و باغچه و حمام ظريف دارد . وقتى كه آنجا بوديم خبر فوت ميرزا يعقوب‌خان پدر ميرزا ملكم‌خان رسيد . صحبت از مذهب او شد ، جناب معين‌الملك مىگفتند ، ميرزا يعقوب‌خان مذهب شيعه را اختيار كرده بوده است و وصيت نموده او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند . بعد از آن از ميرزا ملكم‌خان سخنى به ميان آمد ؛ جناب معزىاليه مىگفتند : خرج ميرزا ملكم‌خان كم شد . گفتيم اعداد حروف اين كلمات را « 1 » حساب كنيد شايد بتوان اين عمارت را ماده تاريخ قرار داد . منشىباشى حساب كرده به اندك تصرفى مطابق آمد و اين اشعار را مرتجلًا انشاء نمود
هامش
( 1 ) . مقصود از كلمات « خرج ميرزا ملكم‌خان كم شد » است .