پنجاه ذرع ديگر هم بايد بالا رفت تا وارد فضاى ديگر شوند و در آنجا اطاقهاى كوچك و فضاى مسطحى است كه دوازده ذرع طول آن است و شش ذرع عرض آن و در آنجا نقوش و خطوط سُريانيه است و در ميان آن فضا ، صندوقى از سنگ است . گويند نعشى در آن بوده است بيرون آوردهاند . و در حقيقت اين بناى پايدار از عجايب روزگار است ولى جز عظمت بنا ، صنعتى در احجار آن به كار نبردهاند ؛ اگر كسى سنگهاى تخت جمشيد و ستونها و صورتهاى آن را ديده باشد كه به قسم حجّارى كرده ، صنعت نقاشى به كار بردهاند ، مىداند كه اين بنا را در جنب آن بنا ، بر حسب حجّارى اعتبارى نباشد ، معهذا از غرايب است و عقول از مشاهدهء آن حيران مىشود . و در نزديكى اهرام كليسيايى بوده است كه حالا شانزده ستون آن باقى است و از قرارى كه مىگفتند ، ده ماه است از آنجا تا هَرَمان راهى يافته كه دوهزار و چهارصد و بيست متر امتداد آن است و چهارده متر عمق آن و تمام آن را از سنگ مفروش كردهاند . و در دو جا هم حفرهء خرابى است مىگويند ، غار بوده است ، حجارهء بنيان آن باقى است .
بانى و سبب بناى اهرام
صاحب قاموس نوشته : الهُرْمان بناءانِ ازَليانِ بَناها ادريس لِحفظِ العُلوم فيهما عن الطوفان أو بناء سنان بن مُشَلْشَل أو بناءُ الاوائلِ لمّا علموا بالطوفان من جهة النّجوم و فيهما كلّ سحرٍ و طِبٍّ و طَلْسَمٍ « 1 » و بعضى گويند گنبد اكبر را اخيوبس ملك منف يا صوفى ساخته و گنبد اصغر را خَفْرم برادر او يا سَنْصوفى و گنبد ثالث را مقرينوس يا منقاوى . « 2 » و خطوط سريانيه « 3 » را كه بعضى در اندرون گنبد اكبر خواندهاند ، اين عبارت بوده است : خَوفر و خَفْره ومَنْقاره . و اين عبارت را اشاره به اسامى اخيوبَس و خَفرم و مَقرينوس دانستهاند . و برخى گويند : سوريد ، كه يكى از ملوك بوده است ، خواب غريبى در انقلابات زمين ديده است . كَهَنه و مُعبرين به خرابى ارض تعبير نمودند ؛ او نيز به ناى اهرام امر نموده است كه اخبار و كتب و كنوز آنها در آنجا محفوظ بمانند و در مدت شصت سال به اتمام رسانيده
هامش
( 1 ) . متن بر اساس آنچه در قاموس در ذيل مورد « هرم » آمده بود ، تصحيح شد .
( 2 ) . به نقل معين بنايد گذاران ، اين اهرام سه تن از فراعنهء مصر بودهاند با نامهاى : كئوپس ، كِفرن ، و مىكرينوس .
( 3 ) . در اصل : بربائيّه