تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
عمارت فوقاتى و تحتانى ساخته‌اند كه در نهايت امتياز است و اطراف باغ را از چهار سمت ايوان مسقّف ساخته‌اند كه در وقت ترشح و بارندگى اطراف باغ را مىتوان گردش كرد و تفرج نمود . باغ ظريف و قشنگى است . وليعهد دولت نمسه را كه سه روز بعد از ما وارد شد در اين باغ منزل دادند . باغ شوكانى متعلق به شخص فرانسوى عقيم « 1 » است . باغ بسيار وسيعى است ؛ از باغ اول به باغ دوم وارد مىشوند . خيابان و اشجار از هر مقوله در آن باغ هست و رياحين متعدده كاشته‌اند و كوه مصنوعى در آن باغ ساخته‌اند كه دوازده ذرع ارتفاع آن است و كلاه فرنگى مرتفعى دارد كه چند مرتبه بر روى هم است . الحق باغ خوبى است . يك‌شنبه بيستم با حسن‌پاشا و ميرزا احمدخان قوسنول به مدرسه رفتيم . اول به اطاقى وارد شديم كه در آن از خلقت حشرات‌الارض بيان مىنمودند . قدرى مكث كرديم و به تدريس معلّم و تعلّم اطفال گوش داديم . به زبان عربى تفهيم و تفهّم مىنمودند و از آنجا به اطاق مواليد ثلاثه رفتيم . انواع حيوانات و طيور و معدنيّات در آن اطاق گذاشته بودند ، همه را ملاحظه كرديم . اگر چه تعداد آنها از حيّز تحرير بيرون است اكتفا به ذكر بعضى از غرايب مىنماييم : تمساحى در آنجا ديديم كه به قدر يك ذرع بود . دندان‌هاى آن از فكّ اعلى به اسَفل مُتصل شده بود و پوست خشنى داشت كه خارهاى برجسته بر روى آن بود و هيچ آهنى به او اثر نكند . مار بزرگى ديديم كه چهار ذرع طول آن بود ، گويند زهر ندارد و به قوت پيچيدن ، انسان يا حيوان را گشته ، بلع مىكند . مار ديگر ديديم كه سه چارك قد داشت . در دم آن شبكه‌اى بود كه در وقت حركت زنگ مىزد و از تفضلات خداوند است كه از صداى زنگ آن انسان مخبره شده احتراز مىنمايد . گويند سميت اين مار به اندازه‌اى است كه بعد از مردن تا پانزده سال ، اگر دندان او به اعضا برسد و بخراشد ، سميت آن اثر مىكند و در نصف دقيقه هلاك مىنمايد . اين مار را از آمريكا آورده‌اند . ماهى در آنجا ديديم كه فقرات ظهر آن ، ده متر فرانسه بود و طول كلهء آن سه متر و اطراف دهان او از يك متر و نيم متجاوز بود . گويند در بحر شمالى از جنس اين ماهى به قدر سى چهل ذرع مىرسد . دمش را به كشتى بزند مىشكند . و نيز حيوانى ديديم كه دو سر داشت و آدم آبى ديديم كه شباهت به انسان داشت و قريب يك ذرع بالاى آن بود و بدن آن اندكى
هامش
( 1 ) . كذا . شايد : مقيم