مقبرهء سيده نفيسه
سيده نفيسه دختر ابى محمدحسن بن زيد بن حسن بن على بن ابيطالب عليه السلام است و زوجهء اسحاق بن جعفرالصادق عليه السلام بوده است و از جملهء نساء صالحات و تقيّات و قبر او محل اجابت دعوات است . بقعهء آن بزرگوار در سمت دروازهء شرقى كه قديماً معروف به بابالسباع بوده واقع شده است . رو به دروازه كه مىروند كوچهء طولانى در سمت يسار است . مقبرهء آن بزرگوار در آخر آن . در بالاى درب اول بقعهء مباركه كه مواجه كوچه است اين اشعار را نوشتهاند :
ألله طَهَّر أهل بيت نبيّه * وبجاهِهم مَنَح الْمَكارم والْمِنَن
يا زائِر هذاالمَكان لَكَ الهناء * بنفيسة بِنتِ بن زيد بن الحَسَن
من أُمّها حسن الفِعال وَجائِها * من أرض ارزنجان يدعوه الشَّجَن
نادته ان جدد رجائى مُنْشاً * ولك القبول من المزيد مُدى الزّمن
فبنى وجَدَّد والمعالى أرّختَ * ذا باب جاه را نِهْ انشاء حسن
در تاريخ سنهء 1248 اين آستانه را حسن نام ارزنجانى تجديد كرده است و ضريح مبارك آن را عباسپاشا ساخته است و ممتاز است .
بالجمله بعد از مراجعت به منزل ، شب را در سه ساعتى بر حسب دعوت حضرت خديو به تياتْر رفتيم . امشب وضع بازى تياتْر خيلى مطبوع بود . تا پردهء آخرى با خديو نشسته ، بعد از آن معاودت به منزل نموديم .
شنبه نوزدهم سه ساعت از روز گذشته با حسنپاشا و ميرزا احمدخان قونسول در كالسكه و درشكه سوار شده به تماشاى اهرام رفتيم . از جسر آهنينى كه بر روى نهر اسماعيلى بستهاند گذشتيم ، در سمت يمين سربازخانه و ميدان وسيعى نمودار شد ، يك فوج سرباز مصرى در آنجا مشق مىنمودند . قدرى مكث كرده مشق آنها را تماشا كرده خوب از عهده بر آمدند ، پس از آن به محاذات سرايى رسيديم كه در كنار رود نيل ساختهاند و آن را قصرالنيل نامند . بعد از آن به پلى رسيديم كه محمدعلىپاشا تمام آن را از آهن ساخته است و عرض و طول آن سابقاً ذكر شده است . بعد از آن وارد خيابانى شديم