كرده است . فضاى عمارت وسعت دارد و بيوت آن را در وسط ساختهاند كه همگى دو رو است و در سمت مشرق آن باغچهء ظريفى است و بركهاى در وسط آن است و كوه مصنوعى هم در آخر باغچه ساختهاند كه آب از زواياى آن به بركه جارى مىشود و خيلى باصفا است و اين عمارت متعلق به خواهر توفيقپاشا خديو مصر است و مُبل و تمام اسباب اطاقها از هر مقوله ، در نهايت خوبى و امتياز موجود است . بالجمله در اين عمارت ، مهمان حضرت خديو بوديم و حسنپاشا مهماندار ما است . عبدالحليم ، ملازم اول ، محمود افندى ملازم ثانى و اونياشى و چاوش كه از خدام مخصوص خديو هستند ، با حسن افندى معاون اول ضبطيه مصر با محمدبيك سرّاج ضبطيه مصر و احمد افندى ، ناظر سراى با چهار نفر از خدام خاصهء خديوى و قراولان مخصوص ، همه روزه مواظبت داشته خدمت مىنمودند و ميرزااحمدخان قونسول ايران نيز همه روزه در اين عمارت حاضر مىشد و از ما غفلت نمىكرد . آدم معقول متينى است و امروز از تجار ايرانى ، حاجى حسن تاجر كازرونى و حاجى ميرزا حسن نمازى و حاجى ملاتقى تبريزى و حاجى عبدالله خويى و سيد جواد كربلايى و حاجى ميرزا علىاكبر تاجر اصفهانى و ميرزا عبدالرزاق نمازى و حاجى سيد على شيرازى و حاجى عبدالرسول شيرازى به ديدن آمدند و ميرزا احمدخان قونسول آنها را معرفى نمود ، به تمام اظهار مهربانى كردم ، رفتند .
چهارشنبه شانزدهم در منزل به استراحت گذشت . حسنپاشا و ميرزا احمدخان قونسول حاضر بودند ، با آنها به صحبت مشغول شديم . شب ، درد دندانى عارض شد ، قدرى اذيت كرد ، صبح تخفيف يافت .
پنجشنبه هفدهم دو ساعت از روز گذشته از جانب خديو مصر ، ذوالفقارپاشاى تشريفاتچى با دو كالسكهء خاصهء خديوى و دو كالسكهء ديگر آمده ، اخبار كرد كه به ديدن حضرت خديو برويم . ما هم با اميرزادگان و جناب حاجى ملاباقر واعظ در كالسكهها نشسته به سراى عابدين كه عمارت خديو است رفتيم . يك فوج سرباز و دو دسته موزشكانچى در درب سرا حاضر كرده بودند ، موزيكان زده ، تعظيمات نظامى به عمل آوردند ، وارد عمارت شديم . خديو تا دم پله به استقبال آمدند ، هر چه خواستند مرا پيش
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص٢٤٨