اين گل ارغوانى رنگ به نظر مىآمد و بسيار باصفا بود . يك كوزه به ما داد كه به طهران ببريم و از قرارى كه مىگفتند در زمستان هم سبز و خرم است . درخت فلفل فرنگى هم در آن باغ بود كه خوشههاى آن مانند مرجان است و درختى هم ديده شد كه برگهاى آن مانند لوله است و معطر است و آن را ابوحارى مىگفتند و نيز درختى مشاهده شد كه برگهاى آن شبيه به برگ نارنج است و اسم آن را يَسْيِتك مىناميدند . درخت مَوز هم كه برگهاى پهن دارد و ميوه مىدهد در اين باغ فراوان و ميوهء آن شبيه بادنجان است ، ولى زرد رنگ است و خطوط سياه بر روى آن است . مزهاش شبيه به مزهء گرمك است و كلاه فرنگى هم در اين باغ ديده شد كه سقف و ديوار آن را تماماً از شاخههاى اشجار ساخته ، به طورى به هم وصل كردهبودند كه نهايت امتياز را داشت . ميز و صندلى آن را نيز به همان قسم به حالت طبيعى از شاخههاى درخت ساخته بودند و از طرف اندرون كلاه فرنگى حصير نازكى بر ديوار كشيده روى آن را نقاشى كرده بودند كه ممتاز بود .
منارهء فَرُوس اسكندريّه
اين مناره در قديم بوده است و حالا آثارى از آن باقى نيست و مشهور بود آينه بر اين مناره نصب كرده بودند ؛ هر قوت لشكرى از جانب روم مىآمد ، عكس آنها در اين آينه مىافتاد ، مطّلع مىشدند . ولى آنچه ناصرخسرو علوى در سفرنامهء خود نوشته و به رأىالعين ديده است ، مناره در لب دريا بوده است . به آن مناره آينهء حرّاقه نصب كرده بودند ، هر وقت كشتى رومى مىآمد ، چون به مقابل آن رسيدى ، آتش گرفتى ، رومىها حيله و تدبير كرده كس فرستاده آن آينه را شكستند . بالجمله قبر حضرت دانيال پيغمبر نيز در اين شهر است و مقبرهء شيخ بوصيرى ، صاحب قصيده بُرده « 1 » كه اسمش محمد بن سعيد ، كنيهاش ابوعبدالله است در اين شهر است . بوصير قريهاى است از قراى مصر ؛ و بعد از او مقبرهء ابوالعباس مَرسى است كه به اعتقاد سنىها ، از اوليا بوده و محترم مىدانند .
دوشنبه چهاردهم استحمامى به عمل آمد ؛ بعد از آن جنرال قونسول دولت روسيه به ديدن ما آمد ؛ با او صحبت كرديم . بعد از آن تجّار ايران با ميرزا حبيبالله قونسول آمده
هامش
( 1 ) . قصيدهء معروفى در وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله كه دهها شرح بر آن نگاشته شده است .