شود و مشاجره كردند . يك از اولاد يعقوب لطمه بر عيص زد ، سر او جدا گشته در مغاره افتاد . سرش در مغاره ماند . جسد او را برده در قريهء سعير دفن كردند و اولاد يعقوب محوطه بر مغاره كشيدند و علامات قبور را در هر موضع معين كردند كه هذا قبر ابراهيم و هذا قبر زوجته ساره ، هذا قبر اسحاق و هذا قبر زوجته ريقه و هذا قبر يعقوب و هذا قبر زوجته ليعا ، و بعد در را بستند . پس از آنكه آن حدود به تصرّف فرنگيان درآمد ، گنبدى بر روى آن بنا كردند و چون به تصرف سلاطين اسلام درآمد آن گنبد را منهم نمودند .
سور سليمان
گويند بر حضرت سليمان ، بعد از بناى بيتالمقدس ، از جانب ايزد تعالى امر شد كه بر قبر حضرت ابراهيم سورى بكشد . از قدس شريف به ارض كنعان رفت ، پيدا نكرد . جبرئيل نازل شده پيغام آورد كه نورى ظاهر خواهد شد و قبر ابراهيم بر شما پديدار خواهد گشت . نورى از آسمان آمد ، حضرت سليمان موضع رامه را كه نزديك به حبرون است تصور كرده ، بناى سور در آنجا گذارد . جبرئيل دوباره نازل شده پيغام آورد ، اين موضع نيست ، نور ديگر ظاهر خواهد شد و به موضع قبر ابراهيم نازل خودهد گشت . نورى دوباره آمد و بر موضع قبر خليل نازل شد و حضرت سليمان نيز بناى سور نمود و پس از بناى ايشان اطراف آن كمكم آبادى بهم رسانيد و اول يوسف رامى از متموّلين بنىاسرائيل بود و ادراك زمان حضرت عيسى عليه السلام را هم نموده بودند . بناى آبادى گذارده ، بعد از آن به مرور آباد شد . سورى كه حضرت سليمان عليه السلام بنا كردهاند ، سنگهاى عظيمه عريضه دارد ، سنگ پنج ذرعى و هشت ذرعى نيز در آنجا مشاهده شد كه قطر آن را دو ذرع مىگفتند و شخص از مشاهده آن حيران مىشد كه اين سنگهاى عظيم را به چه نحو حمل كردهاند . طول سور از جنوب به شمال ، هشتاد ذرع است و عرضش از مشرق به مغرب چهل و يك ذرع و ارتفاع آن بيست و شش ذرع و بسيار سور محكمى است و در ميان آن ، در زمان دولت ( ناصرالدين محمد ) قلاوون مسجد و بقاع ساختهاند و سلاطين عثمانى نيز به مرور مرمت كردهاند .