قبر ايشان مشاجره داشتند و هر طايفه براى حصول شرافت مىخواست در محلهء خود دفن كنند و اين مشاجره ، منجر به منازعه و قتال شده ، بالاخره آراء بر اين متفق شد كه تابوتى كه از رخام ساخته ، نعش حضرت يوسف عليه السلام را در آن گذارده و به رصاص مسدود نموده ، در نزديك شهر به رود نيل انداختند كه آب آن را به همه محلات برساند و در شرافت شريك و يكسان باشند و حضرت موسى بعد از غرق فرعون ، همان نعش حضرت يوسف را از رود نيل بيرون آورده ، حمل ( به ) تيه كرد .
بالجمله از آن در چند پله بالا رفته به درب دوم رسيديم و از آنجا داخل دالانى شديم .
چهار طاقنماى آن را از سمت يمين سنگهاى سفيد ساده نصب كرده بودند . درب بقعهء حضرت ابراهيم در طاقنماى چهارم واقع بود . داخل شده زيارت حضرت خليل و زوجهاش ساره و حضرت اسحاق عليه السلام و زوجهاش ريقه يا رفقه و حضرت يعقوب و زوجهاش لائقه يا اليا يا لِيلا يا ليقا ، به اختلاف اسم ، و حضرت يوسف عليه السلام را خوانده دوباره به دالان آمده از سمت يمين ، از در ديگر بيرون رفته ، در يك جا يازده پلّهء ديگر طى نموده از بابالرّباط بيرون آمده به سمت منزل رفتيم . قائم مقام و سايرين مشايعت كرده رفتند و ما به منزل آمديم . در حديث نبوى است : مَنْ لَمْ يمْكُنْه زيارَتى فَليَزر قَبْرَابى ابراهيمالخليل عليه السلام . شكر خداوند را بجا آوردم كه بحمدالله به زيارت هر دو بزرگوار موفق و مشرف شده به اين سعادت فائز و نايل شده از اين نعمت محروم نماندم .
حبرون
حبرون از توابع كنعان است . به عربى به فتح حا و به عبرى به كسرِ حا خوانند و اسم اصلى آن اربع است و از طرف قِبَلى آن ، مواجه قدس شريف است و آبادى حبرون اماكن عاليه و منخفضه دارد و شوارع آن بعضى سهل است و بعضى وَبر . شرقى سور ، بقعهء حضرت ابراهيم مرتفع و بالاى كوهى است كه آن را يَسلون گويند و غربى آن منخفض است و عمارات و مدارس و مساجد آن بسيار است و جمعيت آن پنجهزار و اكثر آنها مسلمانند و يهودى در اين آبادى كم است و آنچه يهود باشد در قديم از بابل آمده در اينجا سكنى كردهاند و اين آبادى محلات متعدده دارد ، معتبر آنها حارّهء داريّه است كه در غربى سور