اندازهء طول بقعه است . جامهء مفتولدوز بر روى آن كشيدهاند و در سمت يمين بقعه پردهاى بر ديوار آويخته ، مىگويند از آنجا تا به سرداب حضرت خليلالرحمن عليه السلام كه مدفن حضرات انبيا عليهم السلام است از تحت زمين راه است و مسجدى هم در پهلوى آن دو بقعهء شريفه ساختهاند كه جاى خدّام و متولى است ؛ به آنجا رفته قدرى نشستم و قهوه و غليانى صرف نمودم .
دوشنبه سلخ سفر چند رأس اسب حاضر كردند . خودمان با اصحاب و اتباع ، عزيمت زيارت خليلالرحمن عليه السلام نموديم . حضرت ابراهيم خليل در دحبرون مدفون است و در جنوب قدس شريف است و از قدس شريف تا به آنجا دوازده ميل است و بر حسب ساعات شش ساعت راه است و اراضى آن فراز و نشيب و سنگلاخ است و چوب بلوط در اين صحرا فراوان است . بالجمله از قدس شريف كه بيرون آمديم در طرف يمين راه ، عمارت روسها بود . از آن كه گذشتيم ، بعد از مسافتى در سمت يسار ، خستهخانهء « 1 » بزرگى بود كه از جانب دولت نمسه « 2 » ساخته شده است . قونسول نمسه تا به كنار ديوار آمده بود .
سواره با او صحبت داشته گذشتيم و قرار داديم در مراجعت به تماشاى خستهخانه برويم .
از قرارى كه مىگفت ، مخارج مريضها دولت نمسه مىدهند و در سال گذشته قريب دههزار مريض از اطراف به آنجا آمده معالجه شده رفتهاند . از آنجا كه گذشتيم در طرف يمين ، خانهء مختصرى ديديم كه در پشت آن باغچه و درخت زيتون بود و بعد از مسافتى در سمت رسات بقعهء راجيل مادر حضرت يوسف عليه السلام نمودار شد . درب آن بسته بود ، فاتحه خوانده گذشتيم و در وقت نهار به قلعهاى رسيديم كه در طرف يسار واقع بود و سه بِركهء عظيم در سمت جنوب داشت كه اول از ثانى و ثانى از ثالث بزرگتر بود و به يكديگر راه داشتند و از قرارى كه معلوم شد ، آب اين بركهها از بارانى است كه از كوهها آمده جمع مىشود و از آنجا نهر سرپوشيده تا قدس شريف ساختهاند و آب اين بِركهها به شهر مىرود و در طرف يمين قلعه نيز در بالاى بلندى عمارتى ساختهاند كه مستحفظين قلعه در تابستان در آنجا به سر مىبردند . از آنجا كه گذشتيم ، چند
هامش
( 1 ) . خسته خانه به درمانگاه ، بيمارستان و آسايشگاه گفته مىشده است .
( 2 ) . اطريش