ديدن آنها خيره مىشود و در بعضى باغات عماراتى هم بنا نهادهاند كه در فصل ميوه به آنجا مىروند . از خيابان كه بيرون رفتيم قراء ياز و بَيت و ژَن و صَرفند را به فاصلهاى چند در سمت يمين ديدم . بعد از آن وارد آبادى رمله شديم كه آن نيز در سمت يمين بود .
مدير و قاضى و مفتى آنجا با معدودى از عسكر در كنار قهوهخانه كه در سر راه است به استقبال آمده ايستاده بودند ، به آنها اظهار مهربانى نموده گذشتيم .
رمله
رمله در عهد بنىاسرائيل شهر بزرگى بوده است و دوازده دروازه داشته است . مورخين مىنويسند حضرت يونس عليه السلام مدتى در آن شهر اقامت داشته ، بعد به بيتالمقدس عزيمت نمودهاند . از روزگار ملك ناصر محمد بن قلاوون به بعد ، جوامع چند در آن شهر بنا شده است . « 1 » از آن جمله جامع كبيرى سليمان بن عبدالملك در سنهء 98 در آنجا بنا نهاده موسوم به جامع ابيض شده است . گويند حضرت صالح عليه السلام و فضل بن عباس ابن عم حضرت رسول صلى الله عليه و آله در مغارهء صحن جامع ابيض مدفونند و اين جامع در زمان ملك ناصر صلاحالدين نيز در سنهء 586 به دست الياس بن عبدالله تجديد شده و اكنون خراب و ويران است و از قرارى كه تحقيق شد ، چهار جامع معمور و ده جامع مخروب در اين آبادى است و در اول و آخر آبادى رمله ، قبرستانى مشاهده شد كه يكى از مسلمانان است و ديگرى از گَبران و آنچه ديديم آبادى رمله كثيرالاشجار است و اغرب آنها نخل و اين آبادى به دريا نزديك است . گويند در سمت غربى رمله ، در نزديك دريا ، بقعه و ضريح روبيل بن يعقوب است . در موسم معين از غزّه و رمله جمعى به زيات او مىروند و در رمله جمعى از مجذومين را ديديم كه در كنار راه جمع شده سئوال مىنمودند . از قرارى كه گفتند از اطراف به آنجا آمده جمع شدهاند . چون از رمله گذشته مسافتى طى كرديم ، قراء بريّه و دانيال و قُباب را در يمين و يسار ديديم و پيش از ظهر وارد قطرون شديم كه در سمت يمين واقع است و همه جاى اين راه باصفا و طراوت بود .
هامش
( 1 ) . اين ملك ناصر از ممالك است كه سه بار يكى در سال 693 بار دوم در 698 و بار سوم در سال 709 هجرى بهسلطنت رسد .