تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
حاضر شدند كه عصرى ما را راه بيندازند ، چون بازديد حكام لبنان لازم بود . سه ساعت به غروب مانده به خانهء او رفتيم . تشريفاتى فراهم آورده بود . از او بازديد كرديم و بيرون آمديم و به قشله رفتيم . طيارپاشا كماندان عسكر حاضر بود ، موزيكان و سرباز حاضر كرده بودند ، تعظيمات نظامى به عمل آورده بيرون آمديم . چون ديروز كه به بيروت آمديم شبانه وارد شديم و شب‌ها رسم نيست توپ بيندازند ، امروز كه به قشله رفته بوديم ، از آنجا كه خواستيم به كشتى برويم بيست و يك شليك توپ انداختند . فخرىبيك رئيس بلديه و وكيل متصرف و يوسف افندى مترجم و پاشايان تماماً تا كنار اسكله به مشايعت آمدند . از آنها خداحافظى كرده در قايق نشسته به كشتى فرانسه آمديم . از اسكله بيروت تا لنگرگاه كشتى ، نيم ساعت مسافت بود . غروب وارد كشتى شديم و هوا خيلى مساعت بود و دريا به هيچ وجه انقلابى نداشت و كشتى نيز كشتى ممتازى بود . ساعت ده ميل حركت مىنمود و اين كشتى با سفاين ديگر چند امتياز داشت ، يكى آنكه قمرات آن پنجره‌ها داشت كه هوا داخل و خارج مىشد و ديگر يكى از استوانه‌هاى سالون آن را كه در وسط واقع بود ، به طرز بخارى ساخته ، دودكش آن را از سقف خارج كرده بودند ، بخارى را روشن مىنمودند ، هواى سالون هميشه گرم بود و نيز ميز سالون را در دو طرف قرار داده بودند ، وسط آن گشاده بود . پيشخدمت به آسانى در سالون حركت مىنمود و اين كشتى قوت سيصد اسب داشت ، قريب صد و شش متر طول آن بود و قرب شش متر عرض آن و چهار ديگ داشت . اسم كپيتان آن وِليت بود و اسم محرك جراثقال كشتى موسيو كيران . شب در دريا حركت كرديم . بسيار باصفا بود . از برابر بندر حيفا و صور و صيدا گذشتيم . جمعه بيست و هفتم بعد از طلوع صبح به نزديك اسكلهء يافه رسيديم ، اگر چه آب دريا در نزديك اسكله يافته هميشه تلاطم دارد و نمىتوان با قايق از لنگرگاه كشتى تا كنار اسكله رفت ، ولى از تفضلات الهى امروز دريا ملايم بود و از اين خطرات مصون بوديم . محمدبيك ، توفيق بيك قايم مقام يافه و احمد رئيس مجلس بلديه و يوسف افندى مترجم پولتيك و ساير صاحب منصبان با عارف افندى طبيب ايرانى و احمد خراسانى و سيد حسين ، قونسول معزول دولت ايران و عطاء افندى مترجم ، تماماً با البسهء رسميه تا به كشتى به استقبال آمدند . با آنها اظهار مهربانى كرده و در قايق نشسته به كنار اسكله آمديم