و از آنجا سوار شده به منزل رفتيم . منزل ما عمارتى بود كه از جانب حكومت معين كرده بودند . بيوت تحتانى و فوقانى و در جلو آن باغچهء وسيعى داشت كه سبز و خرم بود . براى عملجات در اطراف باغچه چادر زدند و خودمان با خواص اصحاب در عمارت فوقانى به سر برديم . در اطاق سالون حلويات چيده بودند . تنقلى نموده ، پس از آن غذا آوردند ، در سر ميز صرف شد . دو ساعت به غروب مانده قونسولهاى فرانسه و نمسه و انگليس و عثمانى و مسكو و اسپانيا و امريكا به ديدن آمدند . با آنها صحبت داشته رفتند . امروز و امشب در يافه مهمان دولت بوديم و خوب پذيرايى از ما كردند .
وصف يافه
يافه شهر خوبى است و آن را يافا نيز گويند و يونانيان جوبه نامند . مشهورترين بلاد است و در طرف شرقى دريا واقع است . گويند پيش از طولان نوح نيز بوده است و در نزديكى اسلكه در ميان دريا سنگها است . معلوم مىشود قديم آبادى تا به آنجا بوده ، به واسطهء طغيان آب خراب شده است . در روزگار يونانيان صد و نود و شش محله بوده است . بعد خراب شده و حالا هفتاد و چهار سال است كه آبادى و حالت حاليه را به هم رسانيده است . حصارى در طرف دريا ساختهاند . از طغيان آب در بعضى نقاط شكستگى بهم رسيده ؛ عمارات و مدارس و باغات آن زياد است و اغلب ميوهء باغات آن مركبات است و از اقسام مركبات پورتقال زياد است و خيلى بزرگ مىشود . چهار پنج عدد آن يك من است و بدون تخم است . نهايت امتياز را دارد و بسيار خوشچاشنى است . آب آن را گرفته به جاى شربت استعمال مىنمايند و باغات را از آب چاه مشروب مىكنند و در تمام باغات سيصد چاه است كه آنها را بيار گويند و آب چاهها شيرين است و دور باغات يافه را از درخت صبّار كاشتهاند كه به منزلهء ديوار است . ساقهاى قوى و سخت دارد و برگهاى آنها پر از خار است . نمىتوان از آنها عبور كرد . در حقيقت براى حفظ باغات سد محكمى است و اين درخت را به فارسى درخت انجير فرنگى گويند . و عدد نفوس يافه چهلهزار است . نصف مسلمان و نصف ديگر يهود و نصارى هستند و هواى يافه در همه فصل خوب است مگر در تابستان كه شبها اختلاف پيدا مىكند ، بدين جهت اهالى آنجا از