قطرون
قريهء قطرون آبادى معتبرى است و كمپانى انگليس لكانته و مهمانخانه در كنار جاده بنا نهاده كه محل آسايش است و خودش نيز در آبادى قريهء مزبوره عمارتى ساخته است كه منزل او است و تا اين دهكده راه نصف مىشود و صحرا از همه طرف وسيع و فسيح است و همه جا سبز و خرم است . چون از جانب حكومت قدس شريف در آن لُكانته تهيه و تدارك نهار ديده بودند پياده شده به آنجا رفتيم و قدرى نشسته بعد از اداى فريضه حركت نموديم . بوغازى نمودار شد . اول آن را بابالوادى مىگفتند و تتمّه آن را وادى على و وجه تسميهء آن اين بود كه در اواسط اين تنگه ، در طرف يمين راه ، در زير اشجار ، صفهاى است كه جناب اميرمؤمنان عليه السلام در آنجا نماز خواندهاند . مسجد كوچكى در آنجا بنا نهادهبودند ، خراب شده ، محراب آن باقى است . بالجمله عاصمبيك ممباشى سوار در نزديك قهوهخانهاى كه در قرب بابالوادى است از قدس شريف به استقبال آمده در كنار راه ايستاده بود . به او مهربانى كردم سوار شده به جلو درشكه افتاد و بعد از طى مسافتى دهكده بئر ايّوب و سَريس را در طرف يمين به قريهء ابىغَوش رسيديم كه آن نيز در طرف يمين واقع بود .
ابىغوش
اين دهكده موسوم به كُنيه كسى است كه در اين ناحيت اقتدار داشته است و نوزده سال است كه وفات يافته و از اولاد و احفاد او در اين دهكده هستند . آبادى معتبرى است و عمارات آن مانند عمارات شهرستان است و كليسيائى در كنار راه دارد و مقبرهء ابىغوش هم در نزديكى جاده است و اشجار زيتون و رَز نيز در اين دهكده بسيار است و قهوهخانه و باراندازى هم در آخر آبادى ساختهاند . چون از دهكدهء ابىغوش گذشتيم بعد از مسافتى آبادى صوبعه و عين كارم را در طرف يمين ديديم و در عينكارم پلى از چوب بر روى آب بسته بودند كه مىبايست از روى آن گذشت و قهوهخانهاى هم در كنار پل ساخته بودند كه خالى از امتياز نبود . دو نفر كشيش با اسبان سفيد از جانب بطريق ارمن به استقبال آمده در