دانند و در نزد جمهور بانى آن مجهول است . در عهود سالفه ، در دست فرنگىها و ملوك تركيه ، ديار مصريه و چركسيه بوده است . از عهد سلطان سليم اول كه آنجا را تصرف نمود الى كنون در دست سلاطين عثمانى است . مدارس زيادى دارد . از آن جمله كمپانى انگليس و فرانسه و امريكا و آرمان مخارج زياد كرده براى هزار نفر دختران روميه و ارامنه و كاتوليك مدرسهها ساختهاند كه در آنجا درس مىخوانند و در شهر بيروت بازده مطبعه است كه جرايد و روزنامهها در آن طبع مىشوند و پانزده جامع است و بيست و سه كنيسه و آثار قديمه در اين شهر بسيار است ، ولى در تحتالارض واقعند . هر وقت حفر كردهاند اعمده و احجار عظيمه بيرون آمده است . رودخانهاى از شرقى شهر مىگذرد و تا به آنجا نيم ساعت مسافت است ولى آب آن خوب نيست . رودخانهء ديگرى است كه آن را نهرالكلب گويند . از جبل قَسردان كه در شرقى بيروت واقع است جارى مىشود .
آب آن گوارا است و از شهر تا آنجا چهار ساعت مسافت است . كمپانى انگليس مخارج كرده آن آب را به شهر آورده است و با لولههاى آهنين وارد خانهها مىشود و هر مِترى را كه به قدر يك لولهء كوچك است سالى به صد و پنجاه فرانك مىفروشد . جبل قسردان رشته از جبل لبنان است و جبل لبنان از طرابلس تا صيدا امتداد دارد و شرقى و غربى و جنوبى بيروت را احاطه كرده است و برف شهر بيروت را در تابستان از جبر قسردان مىآورند زيرا كه برف اين كوه در زمستان زياد است ، براى تابستان نگاه مىدارند .
بالجمله بلدهء بيروت شهر خوبى است ، قلعه و سور ندارد و از بيست سال قبل ابتدا به آبادى آنجا كردهاند و پنج سال است كه آبادى آن تمام شده ، عمارات و باغچههاى خوب دارد و بازار اين شهر غالباً در كنار اسكله است و هفت سال پيش از اين كم آب بوده است . از وقتى كه كمپانى انگليس آب رودخانه را به شهر آورده است آب اين شهر حالا به قدر كفاف است ، اگر چه آب و هواى اين شهر لطيف است ولى هواى لبنان از بيروت و شام بهتر است و اغلب اعيان شام و بيروت در فصل ييلاق به بيروت مىروند .
روز پنجشنبه بيست و ششم تا عصر در بيروت مانديم . دو ساعت از روز گذشته قونسول طرابلس به ديدن آمد . با او صحبت داشتيم ، رفت . بعد از تجار ايرانى آمدند . اظهار مهربانى كردم رفتند . بعد از آن اعيان بيروت آنهايى كه ديروز به استقبال آمده بودند
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص٢٠٣