است كه آن را بابالبريديه نامند و در وسط بابالبريديه قبّهاى است . اين دو شعر را آنجا نوشتهاند :
عرّج ركابك عَن دمشق فانّها * بلد تذّل لهاالاسود وتخضع
ما بين جابيها وباب بريدها * قمر يغيب والف بدر يطلع
و در صحن دو گنبد است كه سلطان عثمانى ساخته است . يكى محاذى ايوان شرقى است و ديگرى محاذى سمت غربى . گنبد شرقى ميقات است كه در آنجا ساعت گذاردهاند ، گنبد ديگر حوضخانه است كه آب از فوارهء آن جارى است . گويند وقتى كه سلطان عثمانى اين دو گنبد را بنا كرد ، علماى اهل تسنن بر او بحث نمودند كه اين تصرف شما در اراضى مسجد جائز نباشد . براى آنكه رفع ايراد آنها را نموده تصرف او صحيح باشد ، گنبد حوضخانه را طورى ساخت كه مؤذن بر فراز آن رفته اذان بگويد و گنبد ميقات را هم به اين شرط ساخت كخه در آن باز بوده هر كس بخواهد برود در آنجا نماز بخواند . و در پشت گنبد حوضخانه گنبد ديگر است كه از ابنيه قديمه است و كسى نمىداند براى چه ساختهاند . گويند يكى از وزراى شام درب آن را باز كرده كاوش كرد كه بداند در ميان آن چيست ، غير از مكاتيب چيزى نديد . و در سمت شرقى صحن ، ايوانى است كه از آخر آن ايوان ، درى به مسجدالرأس جناب سيدالشهدا عليه السلام باز مىشود .
مسجدالرّأس
بدان كه مسجدالرّأس سه مسجد است كه توى يكديگر واقعند . مسجد اول اطول از ثانى است و مسجد ثانى اطول از ثالث و در وسط مسجد اول ، سنگهاى مربع صاف گستردهاند و در آن مسجد دو پنجره به سمت ايوان گذاشتهاند كه روشنى بخشد و محاذى در مسجد ثانى حوضچهاى است كه به ديوار شرقى اتصال دارد و گويند جريان آب آن از اعجاز سيد سجاد عليه السلام است ، چه اين مساجد ، مجلس يزيد - عليهاللعنه - بوده است كه اهلبيت را داخل آن نمودهاند و بالاتر از حوضچه ضريحى است كه دو ذرع طول آن است و يك ذرع عرض آن . گويند مقام حضرت سيد سجاد عليه السلام است كه در مجلس يزيد در آن مقام نشستهاند و بالاتر از آن منفذى است در ديوار كه به قدر دو وجب طول آن