است و پردهاى بر روى آن آويختهاند و آن منفذ به مسجد سيمباز مىشود و برابر ضريح رأسالحسين است و بالاتر از آن درى است كه از آنجا داخل مسجد سيم مىشوند .
مسجد مربعى است و اضلاع آن تقرباً يك ذرع و نيم طول آن است و سه چارك عرض آن . قبّهء كوچكى در ميان ضريح است ، جامهء سبزى بر روى آن پوشانيدهاند و عَلَمى كه با جمل شامى حركت مىدهند و پنجهء آن طلا است ، در زاويهء اين مسجد گذاردهاند .
پنجشنبه نوزدهم بعد از صرف نهار كالسكه حاضر كردند ، به اتفاق حسنپاشا ، به عزم بازديد جناب والىپاشا و مشيرپاشا رفتيم . والىپاشا عسكر و موزيكانچى در درب خانهء خود احتراماً حاضر كرده بود ، تعظيمات نظامى به جا آوردند و موزيكان زدند . وارد خانه شديم تا نزديك پله به استقبال آمد . از پلهها بالا رفته وارد اطاق شديه مشغول صحبت شديم . آدم معقول پختهء ساده است ، چندان پيرايه براى خود در منزل قرار نداده بود . بعد از انقضاى مجلس بيرون آمده به خانهء مشيرپاشا رفتيم . او نيز عسكر و موزيكانچى در درب خانهء خود حاضر كرده بود . در يك سمت جلو عمارت او باغچهاى بود .
موزيكانچيان در ميان باغچه موزيكان مىزدند و در طرف ديگر يك دسته عسكر صف كشيده تعظيمات نظامى بجا آوردند . خود مشيرپاشا نيز تا نزديك كالسكه به استقبال آمده بود . خودش مرا از كالسكه پياده كرده بازوى مرا گرفت و به عمارت خود برد .
مشغول صحبت شديم و بعد از انقضاى مجلس مراجعت نمودم .
جمعه بيستم بعد از ظهر كالسكهها حاضر كردند با اميرزادگان و خواص اصحاب از بابالثاغور به سمت زينبيه رفتيم . از شهر تا زينبيه به قدر يك ساعت و نيم مسافت و هر دو طرف خيابان سبز و خرم است . دو گنبد در طرف يسار است و يك دهكده در سمت يمين و اسم آن راا بابيله مىگفتند . زينبيه در قريه راديه واقع است . عمارات و آبادى دارد و برابر زينبيه عمارات عالى است كه متعلق به سعيد آقاى موصلى است و از آن بالاتر حمامى است كه تازه بنا شده .
صحن و مسجد زينبيه
بدان كه صحن و مسجد زينبيه در سمت يسار شرقى واقع است . از در كه داخل مىشوند ،