سنة ، توفى يوم الاربعاء فى تِسعة و عِشرين صفر سنة خَمسمأة و تِسعة و ثمانين . قبر ابراهيم پسر او نيز در همان بقعه است . از آنجا به صحن جامع امويه مراجعت نموديم . از درب اواسط شمالى آن بيرون رفتيم ، يكى دو كوچه كه طى كرده به درب بقعهء مباركه رقيه رسيديم . در سمت يسار بازار در طرف غربى واقع بود .
بقعهء مباركهء رقيه عليها السلام
از در كه داخل مىشوند دالان مختصرى دارد . بعد از آن فضاى مسقفى كه حوضچه در ميان آن است و بعد از آن مسجدى است كه تقريباً شش ذرع طول و پنج ذرع عرض آن است . از در كه داخل مىشوند در سمت يمين آن كه سمت جنوب است ، ضريح مستطيلى است كه از چوب ساختهاند و متصل به ديوار است . تقريباً دو ذرع طول و يك ذرع عرض آن است . گويند اين مسجد همان خرابهاى بوده است كه اهلبيت را در آنجا جا دادند و اين ضريح در محلى است كه سر مبارك حضرت سيدالشهدا عليه السلام را به خرابه آورده در آنجا گذاردهاند و بالاتر از ضريح محراب است و بالاتر از محراب منفذ مربعى است .
گويند قبر فرنگى كه در مجلس يزيد بوده ، كشته شده است ، در آنجا است و در سمت شرقى مسجد سكويى است كه در عرض مسجد واقع است و در زاويهء سمت شمالى درى است كه از آن در داخل بقعهء مباركه مىشوند . بقعهء مربعى است ، چندان وسيع نيست . بر ضريح مبارك جامهء زرى زمينهء گُلى پوشانيدهاند و در آن طرف ضريح قبرى است ، روى آن جامهء ماهوت سياه پوشانيدهاند . اعتقاد اهل آنجا اين است كه دستهاى مبارك حضرت عباس عليه السلام در آنجا مدفون است . بعد از زيارت آن بقعهء مباركه به بازديد امير عبدالقادر پاشاى مغربى رفتيم . از ملوك جزاير است . دولت فرانسه او را اخراج كرده به شام فرستادهاند و ماهى ششصد ليره شهريه به او مىدهند . در عمارت او در حوضخانهاى نشسته ، بعد از صحبت و صرف قهوه و شربت بيرون آمده در كالسكه نشسته با حسينپاشا كه از اركان حربيه است و چند نفر عسكر به سمت صالحيه رفتيم . از پلى كه روى نهر بردى بستهاند ، و تفصيل آن در ضمن نزهتگاه مرجه بيان شده است ، گذشته رو به شمال وارد خيابانى شديم كه مدحتپاشا يك سال است در زمان ايالت خود تسطيح