سُغد سمرقند و شعيب بوّان و نهرالابُّله باشد ؛ بلكه غرطه را افضل جنات اربعه شمردهاند زيرا كه طول آن سى ميل و عرض آن پانزده ميل مىباشد و تمام اين مسافت مشتمل بر انهار و اشجار است كه مشبك به يكديگرند ، كَانَّها بُستانٌ واحدٌ ، و هيچ يك از آن جنات را اين عرض و طول و وسعت و صفا نباشد . شام چهارم حِمص بوده است . شام پنجم قِيسرين كه شهر آن حلب است و از زمانى كه دولت عثمانى بر مملكت شام مستولى شده است ، تقسيمات آن به نحو ديگر گشته است . سلاطين قديمهء عثمانى به دو قسمت نموده بودند . اول سورى و دوم فلسطين و سلاطين عثمانى بر چهار ايالت تقسيم نمودند ، اول ايالت حلب ، دوم ايالت دمشق ، سيم ايالت صَيدا ، چهارم ايارت قدس شريف . و متأخرين سلاطين عثمانى تمام آن ممكلت را سورى گفتند ، ولى در سلطنت سلطان عبدالعزيز به دو قسمت شده ، ولايت حلب ، ولايت سوريه كه مركزش دمشق است و در اين زمان جزئى از ولايت سوريه را كه قدس شريف باشد ، به جهت وسعت و اعتبارش منفصل نموده مستقلًا متعلق به بابعالى داشتهاند و در لفظ شام سه لغت است ، شام و شأْم و شِآُم .
حدود شام
بدان كه شمال شام ، آسياسى صغرى است و جنوب آن جزئى از بلاد عرب است كه آن را تيه بنىاسرائيل گويند و شرق آن عراق و باديه است و غرب آن بحر روم است .
القاب شام
بدان كه شهر شام را چهار لقب باشد و ادبا و فصحا در نظم و نثر خود بدان لقب استعمال نمايند . لقب اول آن دمشق است و در وجه تسميهء آن چنين بيان كردهاند كه دمشق بن كنعان يا دمشق بن نمرود بانى اين بلد بوده است . لقب دوم آن جيرون است و در وجه تسميهء آن چنين گفتهاند كه جيرون بن سعد بن عاد بن عوص بن دمشق بناى اين شهر نموده است . لقب سوم و چهارم جلق و فيجاء است و وجه تسميهء آن را بيان ننمودهاند .
اقسام و ابواب شام
بدان كه شهر شام مشتمل بر دو قسمت است ، يكى داخل سور و ديگرى خارج سور .
آنچه داخل سور است بناى قديم آن باشد ولى به مرور خراب و ويران شده ، بعضى مخازن