دو ثلث شبر ، ارتفاع شاذروان است و نصف ذراع عرض آن است و طول سنگها يك ذرع و نيم است .
مصلى
بدان كه در اطراف مسجدالحرام قديم سه مصلى است . ميان ركن يمانى و غربى ، مصلاى مالكى است . مقابل حجر اسماعيل ، مصلاى حنفى است . مقابل حجرالاسود ، مصلاى حنبلى است . شافعى مصلاى جداگانه ندارند ؛ در طرف مقام ابراهيم ، نماز مىخوانند . و ترتيب نماز هم بدين نحو است : اول شافعى در مقام ابراهيم ؛ دوم حنفى در مصلاى خود ؛ سيم مالك در مصلاى خود ؛ چهارم حنبلى در مصلاى خود .
صفا و مروه
بدان كه كوه صفا و مروه را اكنون نمىتوان ( كوه ) گفت . شريف عبدالمطلب ، خراب كرده ، خانه ساخته است . اكنون دو ايوان در آنجا است كه از آنجا سعى مىكنند . صفا در شرقى خانه ، در دامنهء كوه ابوقبيس است . مروه ما بين شمال و مشرق خانه است و سيصد و چهارده ذرع فاصلهء آن دو كوه است . و از صفا تا مروه بازار و دكاكين است و معتبر عام است و در وقت سعى ، بايد از ميان بازار گذشت .
حطيم
بدان كه در روايات لفظ حطيمى وارد شده است كه از اجزاى كعبه است و در تعيين آن اختلاف كردهاند ؛ بعضى نوسند : وَهُوَ مابَين الركن الذى فيهِ الحَجَرالاسوَد و بين الباب كما جاءت بِهِ الرواية ؛ سُمِّ حطيماً لانَّ النّاس يَزدَحِموُنَ فيهِ عَلَى الدُّعاء ويحطم بعضهم بَعضاً . « 1 » و صاحب قاموس مىنويسد : الحطيم حِجر الكعبة ، أو جِداره ، أو ما بين الرُّكنِ وزمزم والمقام وزادَ بَعضهُم الحِجر ، أو من المقام إلى الباب ، أو ما بين الرن الاسود إلى الباب ، أو إلى المقام حيثُ يتحطّم الناس للدعاء وكانت الجاهلية تتخالف هناك . « 2 » اگرچه ترديدات صاحب قاموس زياد است ولى علىالاشهر ، حطيم يا حجر اسماعيل است يا ما
هامش
( 1 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 192 ، ح 2115
( 2 ) . قاموس المحيط ، ص 1415 ( چاپ موسسة الرسالة ) عبارت فوق بر اساس آنچه در آن چاپ آمده اصلاح شد .