عمارت كرده ، اسم و تاريخ او را در دو طرف غربى پايهء سنگ نَقْر كردهاند . بعد از آن ملكالكامل خادمالحرمين قانْصوه غَورى ، « 1 » در سنهء 915 تجديد عمارت كرده ، اسم و تاريخ بناى آن را نيز در دو طرف شمال و جنوب در پايهء سنگ نقر كردهاند .
حجر اسماعيل
بدان كه حجر اسماعيل فضايى است در برابر ركن شامى و ركن غربى شمالى ، ديوار از سنگ بر دور آن كشيدهاند . دو ذراع ارتفاع آن است و دو ذراع عرض دارد و از طرف ركن شامى و ركن غربى ، به قدر دو ذراع و نيم از ديوار خانه فاصله دارد كه حجاج از آن دو طرف داخل حِجر مىشوند . ميزاب رحمت هم در وسط بام خانه ، در طرف حجر واقع شده ، آب آن بدانجا مىريزد . طول ميزاب سه گز است و عرض آن دو ثلث ذراع و به قدر دو ثلث ذراع هم داخل ديوار است . و زير ناودان در حجر اسماعيل ، سنگ سبزى است كه مقام ابراهيم است و حضرت اسماعيل و هاجر در آنجا مدفونند .
مستجار
بدان كه مستجار در پشت درِ خانه است و به ركن يمانى اتصال دارد . سابقاً درِ خانه از آنجا بوده است . چون محل استجارهء انبيا بوده ، لهذا آنجا را مستجار مىنامند .
چاه زمزم
بدان كه چاه زمزم ، در شرقى خانه واقع است . ميان خانه و زمزم ، چهل و شش ارش فاصله است . حظيره بر سر چاه ساختهاند و اطراف چاه را از مرمر بالا آوردهاند . قطر چاه دو ذرع و نيم است و عمق چاه از قرقره كه آب مىكشند تا سطع آب ، چهارده ذرع است كه از قرقره تا سطح زمين سه ذرع است ؛ و پايينتر از حظيرهء چاه زمزم ، دو بقعهء ديگر است كه يكى محل ساعت و ديگرى كتابخانه است .
شاذروان
بدان كه شاذروان صفهء پايين ديوار خانه است كه الواح رخام خميده بر آنجا نصب كردهاند .
هامش
( 1 ) . الملك الاشرف قانصوه الغورى از آخرين سلاطين مملوك است كه از سال 906 تا 922 سلطنت كرد . پس از وىطومانباى به سلطنت رسيد ، اما در همان سال يعنى سال 922 عثمانىها مصر را فتح كردند .