و باب عزوره مصحَّف خزوره و بابالسدّه و باب دارالعجله و بابالسكينه است كه در كتب قديمه به همين نو كه رقم شد ، ظبط نمودهاند ؛ ولى در اين عصر اسامى ديگر دارند كه بدين نحو مىنامند : باب داوديه ، بابالرداع ، بابالنبى ، بابالدريه ، بابالعتيق ، بابالبسطى ، بابالقبطى ، بابالقاضى ، بابالحنّاطين . و معلوم نيست كداميك از اين اسامى جديده در ازاى كدام يك از آن اسامى قديمه است . و عدد ابواب حاليه نيز افزونتر از عدد ابواب قديمه است و بعضى يك طاق دارند و بعضى دو طاق و بعضى سه طاق .
بناى كعبه
بدان كه حضرت خليل به امر رب جليل ، بناى كعبه را در سن صد سالگى كه صد و هشتاد و نه سال قبل از ولادت عيسى عليه السلام است بنياد نهاد و تاكنون كه هزار و دويست و نود و هفت هجرى است ، سههزار و هفتصد و هفتاد سال شمسى است كه بنا شده است ؛ تا دوهزار و هفتصد و هفتاد و پنج سال تغيير نكرده ، به همان منوال باقى ماند . بعد از آن ، طايفهء قريش خراب نموده ارتفاع آن را افزونتر كردند و در آن وقت حضرت رسول صلى الله عليه و آله در سن سى و پنج سالگى بودند . هشتاد و دو سال نيز به همان حال باقى ماند ؛ پس از آن ، حصين بن نمير ملعون در ايام يزيد بن معاويه - عليهالهاويه - در سنهء 64 هجرى منهدم ساخته سوزاند . از آن به بعد ، عبدالله زبير تجديد بنا كرده ، بر طرز بناى حضرت خليل بنياد نهاد و نه سال بدان منوال ماند . بعد حَجّاج ملعون در سنه 74 هجرى هدم بناى كعبه نمود و به وضع ديگر تجديد بنا كرده ، حجرالاسود را از درون خانه بيرون آورده ، نصب نمود و سيصد و هفده سال كه از هجرت گذشت ، ابوطاهر سليمان قرمطى صاحب بحرين ، در عصرالمهدى بالله عبيدالله ، اول خلفاى فاطميين ، در روز ترويه وارد مكه شده قتل و غارت كرده ، حجرالاسود را از آنجا به ولايت خود برد و بيست و دو سال در آنجا ماند . صاحب « كتابالخزاين » مىنويسد : دخلالقرامطه فى مكة فى ايام الموسم و أخذوا الحجرالاسود و قتلوا خلقاً كثيرا وبقى الحجر عندهم عشرين سنة . و در اين چند سال كسى در ايام حج به زيارت حجرالاسود نمىرفت و در آن ولايت متروك ماند . بعد از بيست و دو سال ، در سنهء 339 به مكه آورده نصب كردند . بالجمله در بناى كعبه تبديلات