ابتداى آبادى شهر ارتفاعش كمتر از كوه يسار است و در بالاى كوه ، در ابتداى آبادى توپخانه ساختهاند و در سه جاى ديگر ، قلعهاى براى عسكر بنا نهادهاند . يكى ما بين جنوب و مغرب كوه ابوقبيس كه قلعهء بزرگى است و ديگرى در جبل العمرات كه در غربى كوه ابوقبيس واقع است و حرم محترم در ميانه ، فاصله است و ديگرى قلعهء فلنفل « 1 » است كه فيما بين مغرب و شمالى ابوقبيس است . كوچههاى شهر مكه پست و بلند دارد . بازار و دكاكين زياد دارد ؛ ولى به قانون اعراب است . چندان شكوهى ندارد و عمارات عاليهء آنجا منحصر به عمارات شرفا است ، خاصه عمارت مرحوم شريف عبدالله كه مانند عمارات اسلامبول مرتبه به مرتبه ساختهاند ، از سنگ و پنجرهها و دروب عمارات غالباً از چوبهاى منبت است و آن چوبها را از اندوستان مىآورند و منبتكارى آن نهايت امتياز را دارد . شهر مكه كمآب است و در خانههاى مكه آب جارى و آبانبار و بِركه نيست . سقاها از خارج آب را با مشك آورده به حجاج و غيره مىفروشند و در شهر مكه حمام هم كم است و هواى شهر هم بسيار گرم است و بعد از رفتن حجاج ، اكثر مردم شهر به ييلاقات مىروند . رونق شهر فىالحقيقه در همان ايامى است كه حاجىها به آنجا مىآيند . والى مكه تابع شيخالحرمين است و هر كس كه شيخالحرمين باشد ، محترم است و اگر با عُرضه باشد ، حكم او بر تمام اعراب حضر و بدوى جارى است . مكه اسم جميع بلاد است و در وجه تسميهء آن گفتهاند : لأنَّها تَمكّ مَنْ ظَلَمَ فيها اىْ تُهلكُه ؛ أوْ لَانَّها تَمكّ الذُّنُوب اىَ تْذَهَبُ بِها ؛ أو لقِلّةِ مائِها مِنْ قَوْلِ العَرَب : مَكَّ الفَصيل ضَرْعَ أُمِّه ، أذا لم يبق فيها لَبَناً . بكّه اسم بقعهء كعبه و مسجدالحرام است و در وجه تسميهء آن گفتهاند : لأنَّها تَبكّ أعْناق الجَبابره ، أى تدفعها ؛ و ما قصدها جبّار الّا قصمه اللّه تعالى وَلانَّه تَضع مِنْ نخوة التكبّر وَلِذا لا يَدْخُلُ فيها مُتكبّرٌ إلّا ذلّ .
مسجدالحرام
بدان كه مسجدالحرام كه كعبه در ميان آن است ، در وسط شهر واقع شده است .
مسجدالحرامى كه در روزگار حضرت پيغمبر خاتم صلى الله عليه و آله بوده است ، كوچكتر از
هامش
( 1 ) . يا : ملنفل