مكهء مكرّمه
مكهء معظمه
شنبه دوم ذىالحجه سه ساعت از روز گذشته وارد شهر مكه معظمه شديم . جناب شريف عبدالمطلب ، كه شيخالحرمين و نود سال عمر داشت ، شريف هاشم پسر خود را با شيخ حسن حظاظى وكيلش و دو دسته عسكر و موزيكان و سوار به استقبال فرستاده بود .
عسكر و موزيكان و سوار به استقبال فرستاده بود . عسكر و موزيكانچيان تعظيمات نظامى به عمل آوردند . مستقبلين نيز تقديم مراسم آداب نمودند . به همهء آنها از ميان تخت اظهار مهربانى كردم . مرا به منزل رساندند . جناب شريف منزل ما را در عمارت خود كه وسط شهر است قرار داده بودند . خودشان در عمارت ديگر كه در راه منى ساختهاند توقف داشتند . منزل ما عمارت وسيعى بود ، بيوتات فوقانى و تحتانى داشت . خودمان و تمام اجزا در آنجا نزول كرديم . نقارهخانه را صبح و عصر در برابر آن عمارت به قانون خودشان مىزنند . به مسجدالحرام نزديك است . يك بازار فاصله دارد . خيال جناب شريف اين بود كه در اين عمارت مادامالتوقف از ما پذيرايى كند . قبول ننموديم ، به اصرار تا سه روز پذيرايى كردند ، از آن پس موقوف داشتيم . بالجمله براى اين كه خواستم مقدمات زيارت بيتالله الحرام را در منزل فراهم آورده ، بعد از آن مشرف شوم ، در ورود به شهر مستقيماً