نور او برتر بود از نور مهر * طاق محرابش هم از طاق سپهر
در فلك معراج با آن پيكرش * پايهء پستى بود از منبرش
نام درهاى حرم اى نيك نام * باب جبريل است و رحمت و السلام
بادْ ما را در قيامت او شفيع * تا شويم آزاد چون اهل بقيع
هست گورستان آنجا چون بهشت * گرچه در وى نى درخت است و نه كشت
هر كه آنجا مرد نيكو بندهايست * مردهء او بهتر از هر زندهايست
بنده آزادست از فضل إله * چون احُد گر باشدش كوه گناه
آن زمين بهتر بود از آسمان * اى فداى آن زمين صد نقد جان
گرچه بىآب و گياه است آن زمين * ليك بهتر باشد از خُلد برين
زينت دنيا نيفتادش قبول * با رياضت ساخت مانند رسول
بود او را چون رياضت شيوهاش * زان رياضت شد محمد ميوهاش
صبح چارم چون برآمد از ظلام * قافله رو كرد زانجا سوى شام
چون روان گرديد از هر سو قطار * گشت پيدا دزد بيش از مور و مار
هر يكى را توسنى در زير ران * بود با صرصر ز تندى هم عنان
جمع گرديده بزرگ و ريزهشان * بيش از خار مغيلان نيزهشان
زمت سرخى بر سر هر يك پديد * جملهشان همچو سگان خوپليد
هست هر يك زشترو و تندخو * چون بلوچان جملهشان ناشستهرو
هر يكى را بود صورت مثل ديو * همچو شيطان جملهشان پر مكر و ريو
هر كسى هر سال زان جمع پليد * حاجيان را بىسبب سازد شهيد
كعبه بهر قتل جمعى بىگناه * جامهء خود مىكند دايم سياه
از شهيدان عجم زان اهل دين * شد فرو زمزم ز خجلت در زمين
از حيات خود مباداشان برى * باد همرنگ كلاهش هر سرى
از عرب پيوسته حال خاص و عام * اين چنين است از مدينه تا به شام