قافله آمد فرو چون در عُلا * جوش زد از هر طرف موج بلا
يك طرف دزدست اندر جست و جو * سوى ديگر ساربان در گفت و گو
قرض جويد هر كسى از صاحبش * متّفق با ميرحاج و نايبش
هر كه دارد يك شتر اى صيرفى * قرض مىجويند زو پنج اشرفى
هر چه گيرند از خلايق در علا * تا قيامت آن نخواهد شد ادا
ناگرفته خلق در جايى مقام * مىگريزد ساربان در شهر شام
آنكه سر پيچيد از ايشان زين قرار * ماند بارش بر زمين در وقت بار
از شتربان رشوه گيرد مير حاج * كى نمايد درد مسكينان علاج
عالمى را پيرهن گرديده چاك * پيش مير قافله در خون و خاك
دادخواهان از شتربان لعين * مير گويان در جواب جمله اين
با شتربانان چه جاى كينه است * زر بده كين عادت ديرينه است
گرچه دزدان لعين محض شرند * ساربانان از حرامى بدترند
ساربان بدتر ز دزدان در طريق * باز ميرحاج زين هر دو فريق
هست جمله دشمنان اهل دين * لعنة اللَّه عليهم اجمعين
چون گرفتند از فقيران جمله باج * از علا بنمود رحلت مير حاج
چون برفتيم از علا يك پاره راه * گشت پيدا ناگهان كوه سياه
ناقهء صالح درو پنهان شده * از شرف آن كوه مثل كان شده
گوش گردون را هميشه آن زمان * كر كند صوت و فغان حاجيان
يافته شهرت به نزديك عوام * ناقهء صالح بود نالان مدام
چون شتر را نالهاش آيد به گوش * نگذرد مطلق ، رود آنجا ز هوش
خاصه باشد اين فغان از بهر آن * تا شترها نشنوند از وى فغان
قافله زان كوه آمد چون فرود * خانههاى قوم صالح رخ نمود
كنده هر كس خانهاى در سنگ سخت * زان دل فرهاد گردد لَخت لَخت