تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

ديدارقبا

اى خَضِر راه خدا « 1 » مرحبا * خيز كه شد شنبه روز قبا تا به قبا هست قريب دو ميل * طى نتوان كرد رهش بىدليل نخل به نخل است همه پى ز پى * سر به سر آورده چو در بيشه نى هر يك از آن نخل چو سرو روان * از ثمر افگنده به بر گيسوان در ته هر نخل همه زرع و كشت * چون نشود رشك زمين بهشت « 2 » هست در اين عرصه مكان دگر * خوابگه ناقهء خير البشر بئر اريس است مسمى چو گل * هست در او خاتم ختم رسل چشمه زرقاست كه چرخ كبود * آمده پيشِ ره او در سجود در صفت قصر رفيع قبا * كرده دلم پيرهن و جان قبا بئر رسول‌ست كز آب حيات * لب به لب استاده چو جوى فرات كعبه به صد جاى ز شوق قُبا * ساخته پيراهن عزّت قَبا هشت كَرَتْ بهر نوافل قيام * چون رسى از ره سوى مسجد خرام هر كه به شنبه كند آنجا نزول * عمره برآورد به قول رسول

مسجد فتح

پنجم شنبه كه بود روز چار * پاى نه و دست تمنا برآر « 3 » مسجد فتحست بناى رسول * جاى دعايَسْت و محل قبول
هامش
( 1 ) . در « س » : هدى . ( 2 ) . در « خ » : روح‌فزا همچو رياض بهشت . ( 3 ) . در « خ » : طوف مساجد كن و آبار و غار .