آخوند وكيل و يا لوطى ملبّس به لباس نظام و يا اينكه آخوندى بود كه اين حجره را از زمان مرحوم والدش ارث برده ، بهواسطه مختصر موقوفه كه دارد . چيزى كه در بين نيست ، همان تحصيل است .
بارى ، افسرده شدم ، بيرون آمدم . قدرى در ميان خيابان لالهزار كه بهترين و قشنگترين خيابانهاى طهران است ، از حيث عمارات و مغازات كه در اطراف خيابان است و خيابان نظيفى است كه تفريح تمام اهل طهران ، عصرها در همان خيابان است ، گردش نمودم . بارى ، شب را مراجعت به منزل نمودم ، بعد از صرف غذا خوابيدم .
[ ديد و بازديدها و فتح قزّاقها در جنگ با لُرها ]
يوم جمعه ، چهاردهم شهر ربيعالثانى ، مطابق دوم برج قوس ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى ، آقاى حاج ميرزا ابوتراب شهيدى [ 234 ] قزوينى تشريف آوردند آنجا . بعد از ساعتى كه تشريف بردند ، به اتفاق آقاى داداش رفتيم به منزل يكى از دوستان اهل قزوين . بعد از ساعتى بيرون آمديم ، رفتيم به محكمه دكتر نورالحكماء طبيب . چون آقاى داداش مدتى است كه سينهشان درد مىكند ، به راهنمايى يكى از دوستان ، رفتيم منزل ايشان ، نسخه حَبّ و شربتى دادند .
بعد ، از آنجا كه بيرون آمديم ، ناهار را در منزل يكى از دوستان و رفقاى راه مكه كه هم از اهل طهران است ، دعوت داشتيم ؛ رفتيم آنجا .
بعد از صرف ناهار ، بيرون آمديم . عبور ما در خيابان بهارستان افتاد . عده زيادى ديديم از قزّاقها بهصف نظام در دو سمت خيابان ايستادهاند و دسته موزيكچى هم در كنار ايستاده . پرسيديم كه براى چيست ؟ اظهار نمودند كه امروز ، هشتصد نفر عده