تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
تويسركانى . پياده شديم و تقريباً سى خانوار دارد . اين قريه آب كمى هم دارد و اين قريه در دشت كوچكى واقع است كه چهار اطراف كوه است و آبادىهاى زيادى در اين دشت واقع است و از اين قريه إلى تويسركان دو فرسنگ مسافت دارد و تويسركان در سمت شمال واقع است و از اين قريه إلى دولت‌آباد ملاير كه شهرى است ، سه فرسنگ [ و ] نيم مسافت دارد و در سمت جنوب و شرق اين قريه واقع است ، و دولت آباد دولت‌نشين ملاير است .

[ هفت شتر مرده در حسين‌آباد ]

بارى ، ناهار و چايى صرف نموديم ، چهار ساعت به غروب مانده حركت كرديم و يك فرسنگى كه طى نموديم ، به قريه بزرگى رسيديم موسوم به حسين‌آباد كه باغات محصوره و محصولات سبز زيادى داشت و در جلوى آبادى هفت نفر شتر مرده بودند . يك‌دفعه سؤال نمودند [ 211 ] اظهار كردند كه علف خورده‌اند . معلوم است كه بعضى از نباتات را اگر حيوان بخورد ، فوراً مىميرد . اين مطلب مسلّمى است ، شبهه ندارد . بارى ، مقدار كمى كه از اين قريه حسين‌آباد دور شديم ، خط شوسه تمام شد . إلى اين نقطه ساخته بودند و مشغول بودند . از اين نقطه به بعد ، جاده شوسه نمىباشد . بارى ، قرب يك ساعت به غروب مانده ، رسيديم به قريه بسيار بزرگى كه محصولات و باغات بسيارى داشت و منظره خوبى داشت . قاعدتاً بايستى كه در بهار خيلى باصفا باشد . و در كوه‌هاى سمت دست چپ راه ، معادن گچ به نظر رسيد كه در بعضى از نقاط كوه‌ها سنگ‌هاى گچ پيدا بود . معلوم بود كه در اين كوه‌ها ، معادن گچ است .