تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
يك دستگاه ديگرى كه اهل همدان بودند و از كرمانشاه به ما ملحق شدند ، عقب ماندند . قريب نيم‌فرسنگ كه از بيستون دور شديم ، به پلى رسيديم . قهوه‌خانه مختصرى بود ، آن‌جا پياده شديم ، قدرى استراحت نموديم و اسب‌ها را كاه [ و ] جويى دادند . دو ساعت [ و ] نيم به غروب مانده ، سوار شديم . قرب يك فرسنگى كه طى كرديم ، يك‌مرتبه دستگاه را سورچى نگه داشت ، پياده شديم . معلوم شد كه چرخى كه كج شده است و به او زور آمده است ، توپك چرخ بسيار گرم شده و عن‌قريب است كه چرخ آتش بگيرد . و در اين بين ، دستگاه‌هاى عقب هم رسيدند ، آهن ميان توپك چرخ را بيرون آوردند ، روغن زدند ، درست نمودند ، حركت كرديم . يك ميدانى بيشتر نرفته بوديم [ كه ] آهن ميان توپك چرخ بيرون آمد ، چرخ افتاد ، كالسكه زمين خورد ، پياده شديم . به زحمتى درست نمودند ، سوار شديم به آهستگى آمديم .

[ قريه سَمَنقان در دو فرسخى صحنه ]

امشب را بايستى برويم به صحنه ، ولى به واسطه معطلى و سرگردانى بين راه ، شب را در همان قريه نزديك كه دو فرسخى صحنه است و موسوم به سَمَنقان است مانديم و قريب مغرب بود [ 208 ] كه به آن قريه رسيديم . و اين قريه كوچكى است ، ملكى شاهزاده فرمانفرما است و چند خانوارى بيشتر نيستند و چند نفر قزاق و ژاندارم مقيم هستند در آن‌جا از جهت حفظ خط راه . بارى ، منزلى بسيار كوچك [ و ] محقّر بىدرى تحصيل كرديم ، منزل نموديم ؛ ولى امروز بسيار تعب كشيديم . شب را بعد از صرف غذا خوابيديم . يوم دوشنبه ، شانزدهم ، صبح از خواب برخاستيم ، بعد از صرف چايى ، يك ساعت