تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
استراحت ، رفتم به حمّام . بعد از استحمام آمدم منزل ، ناهار صرف شد ، قدرى خوابيدم . عصر ، بعد از چايى ، [ 205 ] صورت تلگرافى نوشتيم به قزوين و كاغذى هم نوشتيم ، حاج محمد ملازم رفت تلگرافخانه و پست‌خانه . خودمان هم رفتيم بازار ، قدرى گردش نموديم و قدرى روپيه انگريزى كه داشتيم فروختيم ، قِران ايران گرفتيم ، مراجعت به منزل نموديم . متعلقه آقاى داداش نوبه نموده بودند ، خيلى به سختى . بارى ، شب را بعد از صرف غذا خوابيديم . يوم شنبه ، چهاردهم ربيع‌الاولى ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى ، خيال [ حركت ] داشتيم ، ولى سورچى ما خواهش نمود كه امروز را لنگ نماييد ، فردا صبح حركت مىنماييم ؛ قبول نموديم . به اتفاق آقاى داداش رفتيم به بازار ، قدرى هم روپيه داشتيم ، فروختيم ، پول ايران گرفتيم ، مراجعت به منزل نموديم . بعد از صرف ناهار و چايى و قدرى خواب ، عصر بيرون رفتم ، گردشى نمودم . شب را مراجعت به منزل نمودم ؛ بعد از خوردن غذا خوابيديم .

[ نزاع بين مسافرين و حادثه كالسكه ]

يوم يكشنبه ، پانزدهم ربيع‌المولود ، نيم‌ساعت قبل از اذان صبح از خواب برخاستم . چايى را صرف نمودم ، رفتيم به كاروانسرايى كه دستگاه كالسكه بود ، كالسكه را بستند . علاف آمد از بابت عليق اسب‌ها با سورچىها قدرى نزاع نمود ؛ بين آن‌ها اصلاح نموديم . بعد مسافرين ترك‌ها با سورچى خودشان نزاع نمودند ؛ بين آن‌ها را هم اصلاح نموديم . بعد بين مسافرين گيلك‌ها كه دستگاه علىحده [ 206 ] داشتند ، نزاع شد . يكديگر را قدرى كوبيدند ؛ بين آن‌ها را هم اصلاح داديم تا اين‌كه نيم‌ساعت از