تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
جمعيت ديگر هم بودند ، ولى نه بىاندازه كه اسباب زحمت يكديگر بشوند . إلى قريب ظهر مشغول بودند . دسته سينه‌زن‌هاى هر شهرى آمدن - [ - د ] ؛ از جمله [ از ] بغداد دو دسته ، و [ از ] كاظمين و نجف و حلّه و بصره و كوفه و جعاره و حميديه ، از تمام عراق عرب آمده بودند ، مگر جاهاى دور . هركدام با تشريف و تجمّلات زيادى ، ولى تجمّلات سينه‌زن‌هاى ايران بيشتر و بهتر از اين‌جا است ؛ مگر محمل‌هاى اين‌جا و هودج‌هاى اين‌جا را در ايران ندارد . بارى ، قريب ظهر كه جمعيت در حرم فىالجمله كه خلوت‌تر بود ، رفتم در حرم زيارت نمودم و از آن‌جا رفتم به [ حرم ] حضرت عباس زيارت نمودم ، آمدم منزل ، ولى آقاى داداش با زنانه در بالاى بام بودند و حاج محمد ملازم ، ناهار آن‌ها را برد . بارى ، بعد از صرف غذا در منزل خوابيدم . عصر هم به اتفاق آقاى داداش رفتيم به بيرون شهر گردش . شب مراجعت نموديم ، چون كسالت داشتم ، زودتر خوابيدم . يوم جمعه ، بيست [ و ] يكم ، صبح از خواب برخاستم . بعد از صرف چايى ، [ 187 ] رفتم به زيارت حرم مطهر ؛ از آن‌جا رفتم به گردش . ظهر را مراجعت به منزل نمودم .

[ مريضى و كسالت چند روزه ]

عصر را به اتفاق آقاى داداش رفتيم به حمام . بعد از استحمام بيرون آمدم ، ولى سرم زياد درد مىكرد ، به طورى كه نتوانستم تشرف به حرمين حاصل نمايم ، مراجعت به منزل نمودم ، شب را خوابيدم . يوم شنبه ، بيست‌ودوم صفر ، صبح از خواب برخاستم . بعد از صرف چايى رفتم به حرم مطهّر ، ولى تب هم نموده بودم و سينه‌ام هم درد گرفته بود . بارى ، إلى عصر گذرانيدم ، ولى شب را حالتم خراب‌تر و سنگين‌تر شد . بارى ، زوّار عرب اغلب
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 254 | محمد تقوى قزوينى / محمد على باقر زاده