حاصل شد ، مراجعت به منزل نمودم . بعد از صرف چايى ، عصر را بيرون رفتم . بارى ، امروز را هم گذرانيديم .
يوم يكشنبه ، شانزدهم را صبح از خواب برخاستم . بعد از صرف چايى و زيارت ، امروز را هم إلى شب گذرانيديم .
[ 183 ] يوم دوشنبه ، هفدهم ، صبح از خواب برخاستم . بعد از صرف چايى ، بعضى از رفقاى در راه همراه مكّه و دوستان كربلائىها تشريف آوردند منزل ما . بعد از سياحتى تشريف بردند . رفتم به حرم مطهر ، ولى زوّار بسيارى آمده كه عبور از ميان بازار و صحن به صعوبت مىشود ، ولى اغلب زوّار عرب هستند ؛ گرچه عجم هم بسيار است ، ولى نسبت به عرب كمترند . بارى ، إلى شب ، امروز را هم گذرانيديم .
يوم سهشنبه ، هيجدهم ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از تشرف به حرم مطهّر ، قريب ظهر مراجعت نمودم به منزل ، ولى عبور در ميان حرم و صحن و بازار خيلى صعوبت داشت .
بعد از صرف ناهار و چايى ، يك نفر زوّار از اهل قزوين آمد ، سنگ مرمرى از جهت قبر مرحوم حاج آقا ، آقاى آقا سيد عباس آقاى خودمان داده بودند ، آورد ؛ چون سنگ مرمر در عربستان نمىباشد . بعد از صرف چايى رفتم به منزل يكى از دوستان كربلائى كه وعده داده بوديم .
بعد ، از آنجا مشرف شديم به حرم حضرت عباس . از آنجا رفتم قدرى در ميان خيابانها گردش نمودم ، آمديم سمت منزل . شب را چند نفر از دوستان كربلائىها منزل ما دعوت داشتند ، تشريف آوردند . نقل نمودند كه در ميان صحن ، اهل نجف با اهل كاظمين نزاع نمودهاند و چند نفر هم زخمدار شدهاند . بعد از تشريف بردن ميهمانان ، آقاى داداش مع اهلبيت رفتند به حرم . چون بنده كسالتى داشتيم ، نرفتم ، خوابيدم .
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: محمد تقوى قزوينى
ص٢٥١