[ افزونى زوّار كربلا از حجّاج ]
بعد رفتم قدرى گردش در ميان خيابانها در بيرون شهر ، در ميان خرابههاى بزرگ و نخلستانها چادر دستگاه زده بودند . هر فرقه و اهل هر محلّى علىحده مطبخخانه و دستگاهى براى خود داشتند . در ميان خيابانها راه عبور نبود از كثرت جمعيت و تمام ، سراپا پرشده ، جاى مال پيدا نمىشود . ناچاراً زوّار و مكارىها ، مالهاى خود را در كنار خيابانها راحت نموده ، در واقع هنگامهاى است . جمعيت حجّاج مكه كه به موجب تعداد و احصائيه دولتى روزنامه نوشته بود ، دويستهزار نفر بودند ، ولى به درجات جمعيت زوّار كربلا در اين اربعين زياد و بيشتر از مكّه بود و خود اهالى مىگويند چند سال است به اين مقدار جمعيت نشده بود .
بارى ، شب را بعد از صرف غذا رفتم به حرم ، زيارتى نمودم ، آمدم خوابيدم .
[ اربعين حسينى در كربلا ]
يوم پنجشنبه ، بيستم صفر از خواب برخاستم ، بعد از صرف چايى به اتفاق آقايى داداش رفتيم به حمّام ، غسل زيارت روز اربعين نموديم ، وضو گرفتيم ، از حمّام بيرون آمديم ، سمت صحن حضرت سيد الشهداء ( ع ) روانه گرديديم ، رسيديم درب صحن . دسته سينهزنهاى اهل مسيّب عبور مىنمودند ، مانع بودند ؛ ربع ساعت صبر نموديم . بعد از رفتن حضرات ، وارد صحن شديم [ 186 ] ، به زحمت هرچه تمامتر داخل رواق شديم .
آقا سيد محمدرضاى خدّام در شب اظهار داشته بود كه در بالاى بام حرم و رواق ، از جهت شما جاى نگه مىدارم و كليد بام را هم كليددار به او داده بود . رفتيم به بالاى بام ، به دلالت آقا سيدمحمدرضا ، جاى خوبى بالاى ايوان گرفته بودند .