نشستيم ، مراجعت نموديم ؛ ولى چند روز است كه زوّار عرب و عجم زياد مىآيند . توسط مال و عربانه رفتيم به حرم . شب را بعد از صرف غذا خوابيديم .
يوم چهارشنبه ، دوازدهم صفر ، صبح بعد از صرف چايى رفتم به حرم . بعد از زيارت ، ظهر را مراجعت به منزل نمودم . بعد از صرف ناهار و چايى رفتم به حرم . بعد از زيارت ، شب را به اتفاق آقاى داداش [ 181 ] و آقا سيد محمدرضا رفتيم در شهر نو گردش . هواى لطيفى بود و مهتاب خوبى هم بود .
در اين بين ، رفقاى خراسانى كه در جدّه عقب مانده بودند [ و ] با كشتى بعد آمده بودند ، توسط عربانه آمدند . معلوم شد كه حضرات از بصره به كاظمين و بغداد و سامره رفته ، از آنجا توسط شمندفر به حلّه رفته و از آنجا به نجف و از نجف به كوفه و از كوفه در روى شط آمده به طويرج و حال از طويرج مىآيند . بعد از روبوسى و تعارفات و تحقيق از حالشان ، معلوم شد كه در كشتى به آنها بسيار بد گذشته است .
بارى ، خداحافظى نموديم ، به سمت منزل آمديم . شب را بعد از صرف غذا خوابيديم .
[ دفع نحوست سيزده صفر ]
صبح يوم پنجشنبه ، سيزدهم صفر ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى رفتم به زيارت در حرم مطهّر حضرت سيدالشهداء ( ع ) ، نحوست سيزدهم ماه صفر را به توسط زيارت خامس آلعبا ( ع ) دفع نموديم .
ظهر را مراجعت به منزل نمودم . بعد از صرف ناهار و استراحت ، عصر را رفتم بيرون به حرم . بعد از زيارت مغرب ، نماز را در پشت آقاى آقا سيد ابوالحسن اصفهانى خوانديم . آقا امروز از نجف تشريف آوردند جهت زيارت اربعين . بعد از